شریعتی: دلم جلد است، بین این در و آن در نمیچرخد / زبانم جز به مدح آل پیغمبر نمیچرخد / اگر یک لحظه از من چشم برداری چه خواهد شد / نه خون بیاذن تو در بین این پیکر نمیچرخد / شما از ۱۴ تا کعبه سیار دنیایی / کتاب هستی، کسی دور کسی دیگر نمیچرخد / تو هستی برکت این سفرهها و رزق و روزیها / وگرنه زندگی این همه نوکر نمیچرخد / به لطف بودن اولاد موسی حال خوب است / به لطف بودن اولاد موسی حالمان خوب است / بدون مشهد و قم چرخ نمیچرخد.
شریعتی: حالا که چهارشنبه است، چهارشنبههایی که مزین به نام حضرت رضا، ولینعمتمون. حالا که خیلیا دلتنگ و هوای مشهدند، حالا که دلمون برای آقای شهید ایران حسابی تنگ شده، بذارید همین سر چراغی اول برنامه، کبوتر دلمون رو راهی مشهد و رضا کنیم، با چشم دل زائر صحن و سرای حضرت رضا بشیم، به آقا جان سلام بکنیم و صلوات بفرستیم که: اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی، علی بن موسی الرضا، النقی و حجتک علی من فوق الأرض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیرٌهزاکیةٌ متوصلةٌ متواترةٌ مترادفة، کأفضل ما صلّیت علی أحد من أولیائک. همه دانند که ایران سر و سامان دارد، تکیه بر پرچم سلطان خراسان دارد.
سلام میکنم خدمت همه خانمها و آقایان، مخاطبان جان. آهای زائرای مشهد، آهای مجاورای حضرت رضا، اگر صدای من رو میشنوید، تصویر ما رو میبینید، برای من و همه دلتنگهای مشهد و زیارت حضرت رضا دعا بکنید، سلامرسان ما باشید محضر حضرت و امیدوارم که نگاه پدرانه امام رئوف شامل حال بشه. حاج آقای عابدینی، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خیلی خوش آمدید.
حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمون. دل ما رو همین صلوات برد پیش قلب کشورمون و امام رئوفمون و اون صحنهای که امام شهیدمون، آقای شهیدمون اونجور سر ساییده بود بر آستان پُرِ حضرت رضا علیه السلام. آدم میبینه که وقتی وارد میشه بر مزار آقامون، همین حالت سر ساییدن در ورود بر آستان حضرت رو تو اون در حقیقت جایگاه میبینه که این جلو کانهو آقای شهید ما از طرف اماممون به استقبال ما میاد، ما رو در حقیقت استقبال میکند تا ببرد دستمونو بذاره تو دست و یک باب شده دیگه. به تعبیر شما خیلی زیباست که هم رفتن باید از کنار آقای شهیدمون و هم برگشتن، آقامون از جانب امام رئوفمون بدرقه میکنن، ما رو مشایعت میکنن و ما رو خلاصه اینجوری در بر میگیرند. همونجوری که عشقشون امام رضا علیه السلام در دنیا بود، حقیقتاً این عشق تجلیش در همین آستانهای که اینجور قرار گرفت مشهوده برا هممون و خیلی زیبا میشکنه و دل ما رو اینجا با خودش همراه میکنه، میده دست امام رضا علیه السلام. به به، چی از این بهتر. خیلی خوب، میشه ساعتها حرف زد، زمان محدوده و به بحثمون وارد بشیم.
شریعتی: این هفتهها داریم راجع به بعثت امت صحبت میکنیم، نکتههای نابی رو شنیدیم الحمدلله. در ذیل این عنوان کلی، حاج آقای عابدینی ما رو بردن به سمت بعثت بانوان که این شبها میدانند و یک بعثت نوینی را ما داریم میبینیم که معجزه زمان ماست و پیشبینی رهبر شهیدمون که محقق شد. حالا یک کتابی هم اخیراً منتشر شده در اثنای بحث، إنشاءالله معرفی خواهم کرد: «انتصار خون»، یک نقشه خونخواهی برای امت مبعوث در آینه آیات قرآن کریم، نکتههای نابی داره که به قلم ارزشمند حاج آقای عابدینی نگاشته شده و وارد بحث راجع به بانوان و بعثت اونها در طول تاریخ إنشاءالله صحبت خواهیم کرد و خواهیم شنید. دعای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو میخونیم و با هم زمزمه میکنیم، إنشاءالله به سلامتی حضرت، سلامتی امتش هم هست و سلامتی امتش، سلامتی نائبش هم هست، إنشاءالله با توجه کامل.
حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعة و فی کل ساعة، ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً، حتی تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً. إنشاءالله که ارض قلوب ما به طاعت حضرت ولیعصر آراسته بشود و این اطاعت ما نسبت به حضرت دائمی باشد، با این اطاعت دائم باشد.
خب همونجوری که شما فرمودید، این بحثی که در محضرش قرار گرفتیم، به نظر میاد که خیلی دامنهداره. ما هنوز نقش بانوان در جریانات، اون جریان قیام برای آخرالزمان، هنوز کامل آشکار نشده، بلکه یک معدنی است که استخراج نشده. لذا همونجوری که فرمودند الناس معادن، که معادن ذهب و الفضه، مردم مانند معدنهای طلا هستند که باید استخراج بشن تا اون گوهرهای وجودشون آشکار بشه. تو این ناحیه بانوان، این استخراج نشدن در وجودشون و در اون معدن شدیدتر بوده، به جهات مختلفی که حالا خب الان برای همه شاید تو تاریخ روشن باشد. لذا این استخراج این معدنها در آخرالزمان شدیدتر میشود. اما برای اینکه یه نقشه، الگو و نقشه راهی برای این استخراج و این طراحی برای این کار ببینیم و پیدا کنیم، یک رجوعی به تاریخ کردیم که ببینیم زنانی که نقشهای به اصطلاح فراموشنشدنی داشتند و تأثیرگذار، اینها را اگر درست بشناسیم، این میتواند یک الگویی باشد برای ما تا اینکه امروز هم با این باور و اعتماد، بانوان ما نقشهای بزرگتر از گذشته که اون تاریخسازه دیگه، در جریان ظهور به دست این بانوان به اصطلاح محقق بشود. و همونجور که بارها عرض کردیم، دشمن سرمایهاش رو در زنان و جوانان میدید که در آخرالزمان از این دو سرمایه استفاده کند. به همین نسبت، دین و خدای سبحان هم اون طراحی آخرالزمان و گنج پنهانش برای آخرالزمان، زنان و جوانان هستند. اگر این باور را کردیم، اون موقع بعثت زنان و جوانان برای ما اون بابی رو که منتظرش هستیم. و احساس ما این است که اون سلاحی و اون ذخیرهای که دشمن در مقابلش پدافندی ندارد، چون او فکر میکنه این اسلحه اوست و لذا پدافندی براش تهیه نکرده، فقط حمله رو داریم میبینیم. اما اگر این سلاح پرانرژی به اصطلاح اون نگاه الهی به کار بیفتد، به سرعت نقشههای او خنثی شده و بدون اینکه اون قدرت دفاعی داشته باشد، این سلاح پیشبرنده، عرصههای بزرگ فطرت زنان جهانی را فتح خواهد کرد، یعنی عرصهها و قلههای فطرت زنان جهان رو فتح خواهد کرد. و با باور بنده این است که همونجوری که سحره فرعون در مقابل عصای موسی، با همه قدرتی که داشتند و هجمهای که داشتند، وقتی عصای موسی به زمین افتاد و اون حرکت الهی را آشکار کرد و چشمها را باز کرد، اینها اولین مومنان به موسی کلیم شدند. و خدای موسی، باور بنده این است که زنان در عرصه ایمان در آخرالزمان، با ظهور قدرتی که از زنان مؤمن با فطرت الهی آشکار میشه، زنان جهان به لحاظ اون فطرت اولیه، اولین ایمانآورندگان خواهند بود. این رو باور دارم و إنشاءالله با این باور که این بحث جز سنتهاست که فطرت زنان تو این مسئله خیلی زودتر مورد تأثیر قرار میگیره.
خب تو قرآن کریم ما کم نداریم که مثلاً زلیخا رو ببینید که در مقابل یوسف صدیق ابتدا ایستاد، اما در مقابل اون حال الهی یوسف صدیق، فطرتش شکفته شد و ایمان به یوسف آورد، با اینکه در مقابل یوسف ایستاده بود. و یا بلقیس، یا بلقیس، حالا بلقیس، ما مشهور بلقیس، شاید صحیحش ما همون بلقیس میگیم، بلقیس رو میبینید که حاکم صبا یا حاکم یمن یا یه شهری از یمن یا حاکم یمن، هر دو ذکر شده، حاکم یمن است، اما در مواجهه با سلیمان، با اینکه یه قدرت عظیمی رو دارد و کشور قدرتمندیست، در مقابل سلیمان نبی خضوع میکند و تسلیم میشود و ایمان میآورد، بدون اینکه جنگ درگیر است. ببینید دو تا زن را از قرآن الان انقلاب اونجا، یعنی فطرت زودتر شکفته میشه. بله، البته از اون طرف هم قبلاً مثال زدیم، گفتیم حتی در خانه حضرت نوح و حضرت لوط، تحت عبدین من عبادنا، دو زنی بودند که اینها به کفر پیوستند و اینها شدن ضربالمثل برای همه مردان و زنان کافر. و از اون طرف آسیا، به اصطلاح همسر فرعون، امرأت فرعون شد، خلاصه ضربالمثل و همچنین مریم سلام الله علیها. پس ببینید قرآن به جریان زنان خیلی پرداخته، این جریان مختلفی که ما تو طول تاریخ داشتیم.
ببینید حضرات معصومین در محذورات زیادی به لحاظ فشارهای دولتهای اموی و عباسی، در محذورات زیادی و تحت نظر بودند. یکی از راههای مهمی که توانستند معارف رو و باب روابط رو بتونن با شیعیان برقرار بکنند که اونها هم غافلگیر بشن و نتونند مانع بشن، یکی از طریق کسانی بود که در خانهها این خدمت میکردند، یکی از طریق همسرانشون و مادرانشون و خواهرانشون بود که زنها مورد به اصطلاح فشار زیادی قرار نمیگرفتند و اونها این باور رو نمیداشتند که یه زن بتونه ماموریتهایی رو داشته باشد. که اینم حالا إنشاءالله تو بحثها به این خواهیم پرداخت. یک بحث مهمیست، نقش مادران ائمه علیهم السلام که بنده باورم این است که همونجوری که حضرات معصومین به عنوان یک نور واحدی، یک انسان ۲۵۰ سالهای رو به تعبیر آقای شهید ما شکل دادند، نقش به اصطلاح همسران حضرات که مادران امام بعدی هم میشدند، یه نقش عظیمی متصل که اینها هم یه اتصال نوری دارند، در واقع اینها هم سلسلهوار، سلسلههای تسبیح، ماموریت ثابتی. منتها سختی این در این بوده که حضرات معصومین همه والد و ولد بودند، یعنی دائماً پدر و فرزند بودند، غیر امام حسن و امام حسین علیهم السلام، بقیه حضرات پدر و... اما اینها هر کدام از یه جایی آمدند و شاید حدود ۷ یا ۸ نفر. اینها خیلی هم اینم عجیبه که اینها کسانی بودند به عنوان برده و کنیز از کشورهای دیگری، اینها آمدند، چون در حقیقت اینجا دنبال اون طهارت و نقشآفرینی، خدای سبحان طراحی کرده بود باب ارتباط با جاهای مختلف جهان را که بشن مادر یک امام. نور محض که مصداق ارحام مطهرهام مطهره که ما باور داریم که ارحام مطهره و اصلاب شامخه یا اصلاب شامخه و ارحام مطهره، این تو طول تاریخ باید شکل میگرفته. لذا چطور میشه، یه خانمی خیلی جالبه ها، از هر کدوم اینا، از یعنی از سمت مراک، از سمت آفریقا، سمت روم بودن، از سمت ایران بودن، از جاهای مختلفی آمدند و اینها اونجا شدن مادر یک امامی که اون امام، انسان کامل، اون هم برای دین خاتمی که تا ابدیت ادامه داره، نقش آخرالزمانی ایفا کند. خب این از فاطمه بنت اسد سلام الله علیها که مادر امیرالمؤمنین علیه السلام هست آغاز میشه و بعد میرسد تا به مادر امام زمان، نرجس خاتون سلام الله. حضرت خدیجه سلام، فاطمه، همه دیده بشه. ببینید چقدر زیبا میشه که این نقشهای زنان ولی، به لحاظ اون نقش پنهانی که عدم تبج لازمه زن بودن بوده، در قرآن نقشهای اینها آنچنان دیده نشد. لذا با قطعات کوتاهی در تاریخ وارد شده. همون قطعات کوتاه، چقدر گویایی دارد که اگر قرار بود این توصیفات اینها برسد به دست ما و در مقام توصیف قرار بگیرند، ببین چه چیزهای دیگری میرسید. اونچه که قرار نبوده توصیف بشن، فقط قرار بوده حالت خفا و عدم تبج باشد، عدم آشکاری باشد. این همه در حقیقت کمالات نقل شده و نقشهای عظیم.خب اینا یه دسته هستند.
یه دسته دیگری هستند که در کنار اینها خادمان اهل بیت بودند یا راویان احادیث. یعنی یه عدهای از بزرگان، چه در مردان، چه در به اصطلاح خانمها، میانِ خانه اهل بیت علیهم السلام، به عنوان خدمتکار که اینها بشن راویان احادیث اهل بیت. مثل مثلاً جناب ابوحمزه، مثلاً اینا داریم که گاهی عالمان بزرگی بودند تو اینها، خودشون برای خودشون کسی بودن، اما افتخار خادمی حضرت، نقل روایت بکنن، نقل حدیث بکنند، راوی بشن که جریانساز بشن، منتها در کسوت خادمی که باشند پیش حضرات، نه عالمی که بره و بیاد. این میخواد خادم بشود، چقدر زیباست. که حالا تو این نقش، مثلاً تو خانمها ما متعدد داریم، از جمله خانمیست به اسم سعیده که این خیلی مورد تمجید امام صادق علیه السلام و حتی امام تا امام رضا علیه السلام که نه، نقش این خانم را، حالا إنشاءالله نقلهاش راجع به اینا.
پس یه دسته هم راویان به اصطلاح حضرات هستند که اینجا نقل روایات از حضرات در حکم قتل بود. جایی که اسم حضرات را کسی بر فرزندش میگذاشت، حکم قتل داشت. ببینید وقتی روایت حضرات را نقل میکند، چه نقشی دارد. اون وقت اینها همه سختیها را به جان میخریدند. در یه نقش خیلی عظیمی، روایِ متعددی رو سلسله سندها میبینید، گاهی خانمها درش بودند یا جوری کردن به دست در حقیقت دیگران برسد، راویان از این بهرهمند بشن، نقش اونها در اینجا. خب اینم یه دسته از به اصطلاح کسانی. یه دسته دیگری هستند که باز از خانمها، اینا رو حالا هر کدومشون نمونههاش، الله، چقدر حیف که بهش نپرداز، نپرداختیم. یه دسته دیگری هستند که اینها در مقابل ظلم ظالمان و جور جائران تو طول تاریخ اسلام، اینها به عنوان مدافعان و شجاعان، اینها اونجا خطبه خواندند، حرف زدند، ایستادند تا پای جان تا در حقیقت اون اریکه ظلم را رسوا بکنند. خب این هم خیلی کار از آنها آمده.
گاهی فصحا و بلغاء بودند و به خصوص تو اینها شعرایی بودند که اینها در محضر امیرمومنان علیه السلام و اسلام و اوایل تو جنگها، شاعران نقش بیبدیلی داشتند. رسانه بودند. رسانه بودند. و به خصوص این شاعرانی که در مقابل به اصطلاح کسانی که دشمن امیرالمؤمنین بودند، تو جنگهای امیرالمؤمنین علیه السلام همراه حضرت بودند و شعرها میخواندند. بعد از اینکه حضرت به شهادت رسیدند، اون موقع حاکمان بعدی اینها رو میآوردند برای اینکه بشکنند، به خصوص خانمها را برای اینکه بشکنند میآوردند، یادشون میآوردند که حالا سن و سالی از اینا گذشته و یه مرحلهایست که مثلاً تو بودی همون کسی که علیه من بعد شعراشون رو میخوندن که تو این رو نگفتی، نه کتمان میکرد بلکه اقرار میکردند که این شعر، شعر منه و الان هم خلاصه به این قائلم. در مقابل به اصطلاح کسانی که مقابل امیرالمؤمنین علیه السلام بود، چند تا قصه جالب بود من دیدم، اتفاقاً همونجا من مثلاً یه شخصیتی، سوده همدانی، بله بله. خب بعد اون وقت وقتی معاویه او رو میخواد تحقیرش بکنه، با عظمت از امیرالمؤمنین، زبان مدحشون، حتی تو اونجایی که معاویه میگه آیا با این حرفایی که تو زدی الان روا هست من تو رو بکشم، میگه من از خدامه که به دست مثل تویی کشته بشم. الله اکبر. ببین چقدر زیبا که از خدا... بعد وقتی مثلاً بعضی از اینها یک هدیه میده، بعد میخواد منت بگذارد بر اینها که ببین علی از اینها به شما میداد، میگفت تعبیر یکیشون است که موی یه شتر هم امیرمومنان به ما نمیداد، چون عدالت داشت، چون تو بیباکی این کار ریخت و پاش می... یعنی این اختیار تو نیست. ببین چقدر این نگاهها زیباست که این خانمها از اون طرف قدرت کشتن اینها رو هم ابتدائاً اینا نداشتند، به خصوص تو اوایل، بعدها یه خورده جریتر شدن. همین باعث شده بود که ببینن یه خانمی رو اینور داشته اعدام کرده تو صحنه عمومی، خیلی اثر بدی داشت، زننده بود برای اینها که یه همچین کاری بکن
لذا از این مصونیت که بیخطر هم نبود، اینها هم کمال استفاده را در تزلزل، متزلزل کردن اون ارکان حاکمیت دشمنان امیرالمؤمنین ازدواج... ببینید این طراحی کلان را ببینید با همه اینها که هر کدام یه نقشی بوده: راویان یه نقشی، شاعران یه نقشی، حتی تو جنگها. اینها چه جنگهای پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و چه جنگهای امیرالمؤمنین علیه السلام، خانمهای متعددی حاضر بودند که اینها نقشهای چندگانه داشتند. و اونچه که ما شنیدیم مثلاً راجع به بانوان کربلا بود، بله، در کربلا رو ما شاید شنیدیم. اما اینکه کنار امیرالمؤمنین علیه السلام، جلوی لشکر امیرالمؤمنین برای لشکریان رجز بخواند، به اصطلاح به یکی از اینها میگن که تو نبودی که تازیانه در دستت گرفته بودی، اشعاری رو که میخواندی، تشجیع میکردی لشکر رو برای مقابله با ما، با تازیانه که میچرخاندی، با شعری که میخواندی، یعنی شعر حماسی تو میدان، نه فقط شعر بگه بفرسته، مثل خانمهای که این شب بعثت بانوان توی نگاه تاریخی وقتی شکل میگیره از زمان صدر که از خود پیغمبر اکرم شروع بشود تا امیرالمؤمنین علیه السلام، تا میرسد به حضرات معصومین، هر کدام از اینها. مثلاً ببینید یه خانمیست به نام اماسود، این خواهر به اصطلاح زراره و برادرای زراره، این خواهر که زراره هفت تا برادر بودند، همه راویان احادیث.
این خانم اول به واسطه ابوخالد کابلی که از حواریون امام سجاد علیه السلامه که سه تا حواری دارد حضرت، یکیش ابوخالد کابلیه، این خانم به واسطه ابوخالد کابلی شیعه میشود و بعد خاندان اعین همشون به واسطه این خانم شیعه میشن. و بعد بزرگترین راویان و خانواده راویان، خانواده اعین است. یعنی هیچ خاندانی در اسلام به اندازه خاندان اعین که برادران و فرزندان و نوهها، همینجور... چقدر جالب، خاندان اعین یکی از احیاکنندگان و روایتکنندگان روایات اهل بیت علیهم السلام در دوران مکتب امام صادق، بله، از امام سجاد علیه السلام، امام باقر علیه السلام، امام سجاد تا امام رضا علیه السلام و حتی امام جواد، اینا همه خاندان این راویان این احادیث هستند. اون موقع تمام مفصل ارتباطی که خواهر اینها این وسیله و سببیت ایجاد میکند. ببین چقدر، چه نقشی داشته این خانم که یک دفعه جاذبه داشته که وقتی شیعه میشه میتونه تأثیرگذار باشه بر کسانی که اینها آدمهای بزرگی بودند که زراره رو ببینید، بعد به هم عمران بن اعین، رو به هر کدام از اینها برای خودشون تو جای عظمتی داشتن. اما این خانم وقتی شیعه میشود، برادران را در حقیقت چیکار میکند، اینها هم به تأثیر این خانم به مکتب اهل بیت علیهم السلام میپیوندند و بعد این خاندان، منشأ چه خدمات عظیمی برای تا امروز ما. تأثیر این خاندان باقیه که وقتی نگاه بکنید، ببینید چقدر روایات از این خاندان و از اولاد اینهاست. اینم یه نقش. ما اینا رو کم نبینیم که فکر نکنیم یه نقش کوچکی است. یه خانم چطور میتوان... یه خانمی است که توانست عالمان را. همونجوری که اون خانمی که بصره بود، هفت شهید کربلا را از بصره اعزام کرد در حماسه. اینجا هم در علم، این خانم منشأ میشود این همه برکات از وجودش نشأت بگیرد. و همه اینها میتونم به تکتک اینا یه لقبی بدم، مثلاً زنان پرچمدار تاریخ. بله دیگه، یعنی واقعاً ساعت علم، چه در ساحت جهاد، بله، یعنی هر کدام از اینها پرچمداری کردند. گاهی جلودار یک حرکت جهادی بودند، گاهی جلودار یک حرکت شاعرانه حماسی بودند که این هم خودش تو نظام جهاد خودش یه بابیه، میتونه. اونم با جریان اعراب که رجز جزو اصل جهادشون بوده و حرکتهاشون بوده. رجز جز اصلی را شکل میداده، مثل شمشیر برا بوده. هر کسی اشعار براترین داشت، اینها غلبه بهتری داشتند، ماندگار. دورهای که جنگ رسانهای از جریان شام و فلان و اینا شدید بود. خب اینا رو ببینید جغرافیای بحث ماست: یک طرف بانوان مادران ائمه بودند، یه طرف راویان خادمان، یه طرف مجاهدان، یه طرف هر کدام یه طرف، کسانی هستند که خیلی نقششان شاید پررنگ نیست اما مردان را به سمت اهل بیت سوق دادند. مثل مثلاً همون همسر زهیر که در بزنگاه، با اینکه این خانم نقش خیلی مثلاً پررنگی ازش دیده، اما یک زهیر را که یکی از مثلاً شهدای سردار به اصطلاح کربلاست، سردار کربلا، یعنی خیلی شهیدان زیر مجموعه زهیر قرار میگیرند، یه خانمی منشأ میشه تا چی بشه، شخصیت زهیر شکل بگیره و به امام حسین علیه السلام بپیونده. و امثال اینها که چند تا اینا رو اگر تو مجموع ما بیایم، نقش خانمها رو تو طول تاریخ تو نقشهای مختلف ببینیم، اون موقع هر کدوم از اینها برای زنان امروز ما راهکار میشود که فکر نکنیم نقشآفرینی مؤثر فقط هم حضور در خیابانه. حالا داخل پرانتز، حالا خیابان، خواهیم رسید.
شریعتی: حاج آقای عابدینی، این بعثت خانمها بود در طول تاریخ و جریانسازی داره که بهش خواهیم پرداخت. تو دوران معاصر چی؟ اگر بخواهیم مثالش را عرض بکنیم، ببینید ما این نقشآفرینیها را باور داریم که شدیدتر از اونها تو این دوره محقق شده، ولی ما نتونستیم یه روایتگری قشنگی از اینها داشته باشیم تا نشون بدیم که عظمت کاری که امروز شده، بر اون بنیان رفیعی که قبلاً محقق شده، این بر اون بنیان بنا شده و این داره تازه ثمرات اونها رو آشکار. از مادرای شهدا مثال بزنم، بله، مادران شهدا، همسران شهدا. من یادم نمیره توی جلسه ما ذکر مادران شهدا رو خیلی داریم، اما ذکر همسران شهدا را کم. همسران شهدایی که صبوری اینها در بعد از اینکه این شهید به شهادت میرسد، نام اون شهید، فرزندان اون شهید، اون بقاء، روایت اون شهید را این همسران خیلی زیبا زنده نگه داشتند و اون فرزندانی را که تربیت کردند که از همه چی گذشتند تا اون نام شهید باقی بماند. خیلی اینها زیباست. حتی فرزندان شهید که دختران شهدا باشد، چه نقشی در روایتگری میتونند داشته باشند. و حتی خواهران شهید ما. یعنی اگر این نقشها رو با همون نقشهای که عرض کردم برای مادران ائمه علیهم السلام به عنوان یک طراحی الهی است، ببینیم توی مجموعه و سیر، اگر امروز هم اینها رو با این نگاه توی طراحی خدا ببینیم، یعنی اینجوری نیستش که اینها همینجور واقع شده باشد، یه طراحی الهی است، یک سرمایه وجودی است که اگر این سرمایه وجودی رو قدرش رو بدونیم. من یادم نمیره همینجوری الان تو ذهنم یه دفعه اومد، اون خانمی که معروف، دیگه چهار شهیدش را عکسش آورد جلوی امام با یک شوقی که مثلاً میخواسته نشون بده ما چقدر در رکابیم. عکس اول رو نشون بده، بگه این مثلاً فرزندم، این نامش این بود، بزرگ بچه، فرزند بزرگم. دومین این، مثلاً وقتی میگه که دومی رو نشون داد، سومی رو اومد بیاره، دید امام داره بدن میلرزه، نگاه کرد دید امام داره اشکش جاری شده که مادر شهیدی که مادر چهار شهید، جمع کرد دیگه اونا رو، گفت من این شهدا رو دادم، اشک شما رو نبینم. ببینید این حرف ساده است اما خیلی عظیمه.
من یه وقتی توی مشهد یه جلسهای بود، گفتن قراره از یه همسر شهید تجلیل بشه که اتفاقاً مادر سه شهید هم هست، یعنی هم همسرش شهیده هم فرزندانش. ناخودآگاه ذهن من رفت سمت مادرهای شهدا، دهه شصت، نمیتونم الان دیگه القاعده پیرزن مثلاً ۸۰، ۹۰ ساله باید باشه. گفتم حاج خانم سختش نباشه بیاد بالا، ما بریم پایین. گفت نه، ایشون منعی نداره، میاد. و حاج آقای عابدینی وقتی ایشون اومد، دیدم یک جوان مثلاً دهه هفتادی یا اواخر دهه شصتی، خانم جوان. گفتم ایشونم همسر شهید و مادر سه تا شهید. گفتم بله. تو حمله آمریکایی کثیف در شهرک شهید چمران تهران، توی عصر جمعهای، ایشون تو اتاق بوده، موشک میخوره توی سالن پذیراییشون و همسرش و سه تا فرزندش. میگه آقای شریعتی، اینا جلوی چشم من پرپر شدند و میگه من نمیتونم هنوز چشمامو ببندم. ولی با صلابت ایستاد، صحبت کرد و من همونجا به آقا گفتم، به آقای شهید ما که اون وقت در قید حیات بودند، بعد از جنگ ۱۲ روزه، گفتم ببین چه جوری ما را رشد دادیم.
حجت الاسلام عابدینی: بله، چقدر ما بزرگ شدیم. یعنی حقیقتاً اینها عنایات و جذبههای خداست و سرمایههای ماست. ما هنوز اینا رو به عنوان یک توان نمیبینیم، نتونستیم اینها رو به عنوان ظرفیت و حتی روایت بکنیم. این سلاح خفتهایست که دشمن نداره. این سلاحی است که اونها جرئت نمیکنند شهداشون رو علنی کشتههاشون علنی کنن. لذا میبینید اعلام هم نمیکنند، خفا هم انجام میشه. اما اینجا ما افتخار میکنیم. اینها رو نتونستیم ما بیاریم تو میدان تا از ظرفیتها استفاده بکنیم.
شریعتی: میخواید قرآن را بشنویم، برگردیم ببینیم چقدر فرصت داریم که بحث من میترسم ناتمام بمونه. آقا ازتون خیلی ممنونم. من یه وعده دادم به دوستان که این کتاب رو معرفی بکنم: انتصار خون، جلد اولش چی بود حاج آقا؟ برخیز به خونخواهی، برخیز، بخونم زیارت عاشورا و روایات بود، از روایات و زیارت عاشورا و این از قرآن است. آها چقدر خوب. پس اون میشه برای من بیارید یا من تهیهاش میکنم، شما هم تهیه بکنید، مخصوصاً اونهایی که میدان دارند، این شبها به نظرم مطالعه این کتاب قطعاً براشون لازم و ضروری خواهد بود. برای دوستان دارن نشون میدن، انتصار خون، ذیل عنوان نقشه خونخواهی امت مبعوث در آیات قرآن کریم، به قلم حاج آقای عابدینی عزیز و نازنینمون که إنشاءالله سایهشون بر سرمون مستدام باشه. اگر کتاب را تهیه بکنید، دوستان در کانال راهنماییتون میکنند یا میتونید به ۲۰۳۰۳ پیامک ارسال بکنید.
شریعتی: ایام ولادت حضرت عقیله بنیهاشم زینب کبری سلام الله علیها نزدیک، به همه پرستاران عزیز که امروز رو تبریک میگیم و قراری گذاشتیم ما برای مشارکت در ساخت صحن عقیله که هر کسی یه ردی، یه نشونی، حاضری. من امسال اربعین که مشرف شده بودم، دیدم جعبههای کاشیها رو میارن و اونجا عزیزانمون در ستاد بازسازی عتبات مشغول خادمی هستند و مشغول خدمت. و این مثل صحن حضرت زهرا، یادگار ایرانیهاست در کربلای معلی. اگر شما میخواید مشارکت بکنید در ساخت صحن عقیله، به عشق زینب کبری سلام الله علیها، ستاره ۷۲ مربع شمارهگیری بکنید، اونجا إنشاءالله گزینهها براتون بالا میاد و میتونید انتخاب بکنید و سهم داشته باشید، إنشاءالله که خداوند به بهترین وجه از همتون قبول بکنه. آیات رو بشنویم، بعد از تلاوت آیات در لحظات، دقایق پایانی ببینیم چقدر فرصت داریم، إنشاءالله از محضر حاج آقای عابدینی عزیز بهرهمند خواهیم شد.اللهم صل علی محمد و آل محمد.
شریعتی: زیر سایه حضرت رضا علیه الصلاة و السلام و گره بخوره با این آیههای نورانی و إنشاءالله عاقبتبخیری سهم و نصیب من و تکتک شما باشه، إنشاءالله. سه چهار دقیقه فرصت داریم تا پایان، نکتههای پایانی حاج آقای عابدینی رو خواهیم شنید، منتها فقط یادآوری بکنم برای مشارکت در قربانی ماه جمادیالاول شما دعوت، میتونید به کانال ما مراجعه بکنید، به زیرنویسها دقت بکنید یا عدد ۱۴ را به ۲۰۳۰۳ پیامک بکنید. خدا خیرتون بده، إنشاءالله.
حجت الاسلام عابدینی: خوب، یکی از کسانی رو که به عنوان مصداق ذکر بکنیم، خانمیست معروف به دارمیة حجونیة . این خانم که سیهچرده م بوده و مثلاً به ظاهر مثلاً خیلی هم مطلوبیت، اما جزو جهادگران تبیینی بوده که خیلی جالبه که معروف هم بوده، مال دوره امیرالمؤمنین علیه السلام. و بعد از اینکه امیرالمؤمنین علیه السلام شهید میشه و بعد از شهادت حضرت و حاکمیتی که برای معاویه پیش بیاد، معاویه به مکه میاد برای به اصطلاح حج که میان، این خانم معروف بوده در مکه. معاویه میگه اینو ببینیم، میگن اینو بیارید من ببینم این خانمی که در دفاع از امیرالمؤمنین نقشش اینقدر پررنگه، یعنی منتسب بوده به دفاع از امیرالمؤمنین تو دوران. کسی این عنوان برش اصلاً صدق بکنه که حتی دشمن امیرالمؤمنین علیه السلام براش دیدنی شده بوده که این چه شخصیه. میگه وقتی اینقدر معروف بود که وقتی معاویه به حج رفت سراغش گرفت که اونو میخوام ببینم، یعنی آوردنش. بعد خواست اول خُردش بکنه، دو سه تا مثلاً دختر خام ای فلان، گفت نه، من خلاصه از قبیله بنیکنانم، قبیله دارم، ریشه دارم، یه بیریشه نیستم. همینجوری که داشت باهاش صحبت میکرد و اینا بهش گفتش که امیرالمؤمنین رو برای من توصیف کن، علی ابن ابیطالب برای من توصیف کن.
بعد این بیان: أحب علیاً، علی عدلاً فی الرعیة، قسم بأسویه، چقدر با خلاصه فصاحت و اینا، علی رو دوست، عادل بود در بین رعیت، در بیتالمال کاملاً مراقب بود، والیته علیّ علی ما عقد له رسول الله من اللواء، من علی رو دوست دارم چون پیغمبر منسوبش کرده، ولایت یعنی اون نظام الهی نصب ولی رو هم میبیند، و حبه للمساکین و اعظام اهل الدین. بعد میگه که با تو جنگیدم چون اینها را نداشتی، جنگیدم با تو، نه فقط شعار دادن. میگه با من چرا دشمنی؟ میگه با تو دشمنی میکنم چون اینا رو نداشتی. ببین چقدر زیبا و نگاه. بعد اونجا دارد که همینجور خلاصه این به اصطلاح در وصف امیرالمؤمنین و اینا، بعد میگه که اگر خلاصه به اصطلاح من به تو کمک بکنم، محبت منم تو دل تو میفته که با یه کمکی که میدونسته گرفتار هم بوده این خانم و اینها. میگه اصلاً نباید تو... مگر هر آبی آب گواراست، به به، علی آب گوارا بود، یعنی چقدر این تعبیرات. بعد خلاصه مختلف او رو میخواد فریبش بده، تهدیدش بکنه، تطمیعش بکنه، یه ذره این خانم رو بشکنه، هرچی جلوتر میره، به طوری میشه، میگه ببریدش، دیگه این نمونه پیش من، یعنی خسته میشه که هیچ. حالا خیلی به اصطلاح مفصل ازش عبور کردیم که این نگاهی که دستهای بودند که اینها جهاد تبیین میکردند.
فقط این نکته را در انتها بگیم که اگر نبود حضرت زینب سلام الله علیها در کربلا و به عنوان یک بانویی که نهضت کربلا رو به ثمر نشاند، جهاد تبیینی که حضرت کرد در رأس همه جهات روایتگری رو فرهنگسازی کرد، یعنی جریان حضرت زینب سلام الله علیها، مدل روایتگری ایجاد کرد که خانمها میتونن انجام بدن، روایت الهی رو که خانمها میتونن انجام بدن، کمالش در وجود حضرت زینب سلام الله علیها شکل گرفت، یعنی یک ساختار برای روایتگری ایجاد کرد که این ساختار در قصر عبیدالله، در قصر یزید، در بین راه، در بین مردم، در دروازهها، هر کجا نوع و مدل روایتگری رو براش ساختار ایجاد کرد. گاهی ممکن بود سکوت باشد، گاهی با کلام باشد. هر کدام از اینها یک ساختار برای روایتگری بود که واقعاً دستگاه روایتگری رو زینب سلام الله علیها بنیانگذاری کرد که باید خوب تحلیل بشه و شناخته بشه.
شریعتی: آقا خیلی ممنون و متشکرم. قراره یه چیزی با هم ببینیم: اعزام زائر اولیها از یکی از روستاهای دزفول رفتند به مشهد امام رضا و کمک و مساعدت و مشارکت شما به اتفاق... قم و مشهد، بله، به اتفاق ببینیم. در محضر حاج آقای عابدینی ما هم نظارهگر خواهیم بود. ما رو دعا بکنید. فردا إنشاءالله با حضور حاج آقای عاملی خدمتتون خواهیم رسید و به شما سلام خواهیم کرد. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید، تا فردا و تا سلامی دوباره. خیلی ممنون، متشکرم