اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-04-22- حجت الاسلام پناهیان- مدیریت ذهن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینُ، إِنَّهُ خَیْرُ الْکَرَمِ وَ مُعِینٍ. آقایان و بانوان، سلام علیکم. کوچکترها و بزرگترها، شنوندگان و بینندگان جان. شمایی که الان شبکه ۳ سیما رو نگاه می‌کنید، ممکنه بعداً از طریق شبکه ولایت یا شبکه محترم افق برنامه رو ببینید و شبانگاه از رادیو معارف برنامه را گوش کنید. خیلی خوش اومدید به یک دوشنبه دیگه که ویژگی داره: دوشنبه‌ها متعلق به وجود امام حسن و امام حسین سلام الله علیهاست، همیشه.

معرفی برنامه

و تو یکی از روزهای ماه محرم، ۲۸ روز از محرم الحرام، مثل هر روز ماه محرم امروز هم برنامه سلامی عرض می‌کنیم به اتفاق محضر آقا اباعبدالله الحسین و تقدیم می‌کنیم این سلام رو، ثوابش رو یا شریک می‌کنیم همه شهدامون رو، همه اموات درگذشتگانمون رو، مخصوصاً امام شهید و شهدای همراه ایشون رو در سلاممون همراه کنیم و شریک کنیم و بریم سر برنامه خودمون. إن‌شاءالله پس هرکی امکان اینکه دست به سینه بگیره هست، بِسْمِ اللَّهِ، اقلاً یک همراهی، یک زمزمه‌ای داشته باشیم:

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

خیلی خوشحالیم از اینکه عمرمون طولانی شد به قدری که یک روز دیگر رو ببینیم محضر شما برسیم به اتفاق حاج آقای پناهیان عزیز. خواهش می‌کنم سلام علیکم.

حجت الاسلام پناهیان:
سلام عرض می‌کنم خدمت شما و بینندگان عزیز. واقعاً هفته عجیبی رو پشت سر گذاشتیم. به همه اونهایی که مشارکت داشتند تبریک می‌گم. در این حماسه عظیم حضور داشتند، همه اون کسانی که دلشون می‌خواست صحنه باشن اما نبودند ولی همراهی کردند هرجوری که براشون مقدور بود، به همه اونها هم تبریک عرض می‌کنم. ما مطمئنیم که این جمعیت ده‌ها میلیونی فقط همین‌ها نبودند و جمعیت‌های فراوانی در ایران، در کشورهای دیگه مشتاق بودند در این حماسه بزرگ بیعت شرکت کنند. باید به همه اونها هم تبریک گفت.

من درسته لباس مشکی پوشیدیم و ایام عزاست، اما همیشه تسلیت شهدا رو همراه با تهنیت ما عرض می‌کنیم و مخصوصاً شهادت امام شهیدمون که بار دیگه در دل‌ها زنده شد و خداوند متعال چه اثر عجیبی در این مرد بزرگ قرار داد که این چنین در جهان تاثیر بگذاره، در جان‌ها جاری بشه، جامعه رو متحول و نورانی بکنه. إن‌شاءالله که خداوند متعال شفاعت این امام شهید رو که عظمتش رو تازه داریم می‌فهمیم شامل حال همه ما قرار بده، الهی آمین، الهی آمین.

به قولی اون حجاب معاصرت یک دردسره دیگه. ماها کنار آقا بزرگ شدیم و با ایشون شاید هنوز که هنوزه خیلی نمی‌دونیم چی شد، چه اتفاقی افتاد، چه کسی رو حداقل حالا من از دست دادیم. اما مطمئناً اگر مثلاً من دارم به این فکر می‌کنم فرض کنید که قرار بود تشییع پیکر امام شهید ما مثلاً غیر از عراق دو سه تا کشور دیگه هم اتفاق بیفتد، پاکستان... چه اتفاق شگرفی اون وقت رقم می‌خوره.

به هر حال خیلی خوشحالم حاج آقا که خدمت شمایم، موید باشید. بحثمون مدیریت ذهن بوده، همچنان. بله، ما واقعاً از مدیریت ذهن به این سادگی نمی‌تونیم خارج بشیم، اون هم به خاطر شدت ارتباطش با مفاهیم مختلف و مقوله‌های حیاتی زندگی فردی و اجتماعی ماست و ما باید در این زمینه واقعاً توانمند بشیم. شاید روزهای اولی که بحث شروع شد عرض کرده باشم: قرآن کریم بیشتر از تعلیم دادن، انسان رو می‌خواد به تفکر وادار کنه و از طریق عملیات ذهنی که روی ما انجام میده، بله، ما رو تربیت کنه. و وقتی که قرآن با این عظمت با این هدف نازل شده که ذهن ما رو تربیت کنه، نه فقط چند تا اطلاع به ذهن ما بده، مسلماً این تربیت ذهن برای رسیدن به قدرت مدیریت ذهن خیلی موضوع ارزشمند و مهمیه. و دائماً ما مفاهیم مختلفی رو مرتبط با مدیریت ذهن مورد بررسی قرار دادیم که بتونیم کارگاهی از این مفهوم استفاده کنیم تو زندگیمون. فقط اینجور نباشه که یک اطلاعی پیدا کنیم بعد بگذاریم کنار، حالا هر موقع شد بریم سراغش. نه، باید باهاش زندگی کرد، باید با بحث مدیریت ذهن زندگی کنیم.

خب، من هم می‌بینم واقعاً بینندگان فراوانی با این بحث ارتباط برقرار کردن و دارن پیگیری می‌کنن جدی. من هر موقع مثل این مواقفی که پیش آمد تهران، قم، مشهد می‌رم، تو مردم لحظه‌ای نیست که مردم یادآوری نکنند این بحث رو. و می‌ترسم کم‌کم دیگه بنده رو فقط به این عنوان بشناسند. می‌ترسم که نداره، ولی خیلی از مباحث دیگه داره تو حاشیه قرار می‌گیره. مباحث دیگه قطعاً، حالا که من کمترین، بعضی دوستان دیگه هستند. این هست و یک جمله‌ای رو می‌خواستم چند هفته، چند ماه بود بگم، بگم الان: بله، گفتن یک حاج آقای پناهیان جدیدی با این بحث متولد شده، با این بحث یک بحث نو، تازه و خیلی کاربردی. این جمله بود که یکی به کار برد، من نمی‌گفتم دیگه، بله. حالا إن‌شاءالله که بتونیم حق این بحث رو ادا کنیم و واقعاً در خودمون پیاده کنیم این قدرت رو، بله.

ما الان پس شروع کنم بحث رو. واقع به خدا، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. ما الان در یک شرایط جنگی هستیم. من شاید برای این هفته در نظرم بود بگم نه جنگ نه صلح، اما با این درگیری‌هایی که وجود داره و دشمنان ما مدام مترصد این هستند که در ما یک نقطه ضعفی ببینند و جنگ رو، نبرد رو علیه ما جدی‌تر شروع بکنند و می‌بینید ضرباتی هم که می‌زنند بخشیش مقدمه نبرد بعدی است و بخشیش امتحان اینکه آیا نبرد بعدی رو می‌تونن جلو بیان یا نه. و الحمدلله رزمندگان ما خیلی خوش درخشیدن. من واقعاً دعاگو و امیدوارم مسئولین هم همین‌جور مثل رزمندگان خوب پاسخ بدن. همونطور که اونها تا میان یک جایی حساسی رو می‌زنند، رزمنده‌های ما رفتند مرکز مهمات دشمن رو زدند. مسئولین در عالم سیاست هم باید این کار رو بکنند و امیدواریم خدا واقعاً بهشون توفیق بده.

خوب، در شرایط جنگی قرار داریم و ما مدیریت ذهن در شرایط جنگی رو باید خیلی جدی‌تر دنبال کنیم و یا اینکه مدیریت ذهن از حیث اجتماعی برامون خیلی اهمیت داره. میدان‌ها کماکان باید پرتوان، پر از حضور مردمی سلحشور باشه و ما جامعه رو باید شکل بدیم. ما به عنوان یک جامعه باید مقاومت کنیم، نه به عنوان یک فرد. و من وقتی می‌گم می‌خوام وظیفمو انجام بدم در جهاد فی سبیل الله، باید بلافاصله فکر کنم که چگونه جامعه خودم رو همراه کنم. من وظیفه‌مو به تنهایی انجام می‌دم؟ معنا نداره. لذا اثری که ما روی جامعه می‌خوایم بگذاریم، کماکان اثر جدی‌ست. وظیفه مهم. و ما تک تکمون امنیتمون به دست نمیاد، فراهم نمی‌شه، پیشرفت حتی نه فقط امنیت، مگر اینکه هر یک از ما تبدیل بشن به مسئولینی که اون ما رو می‌خوان پدید بیارن، بله. و من هر شب که می‌خوام برم میدان، نباید به فکر این باشم که خب پرچمو بردارم برم. باید به فکر همسایه‌های خودم باشم. همونطور که اگر خدای نکرده بمباران صورت بگیره باید برم به کمک همسایه‌ها، نمی‌دونم هر مشکلی پیش بیاد و پیش میاد. معمولاً مشکلاتی به فکر همدیگه باید باشیم. اینجا هم به فکر همدیگه باید باشیم برای جامعه‌سازی.

خب، در این باره یکی از آیات کلیدی قرآن رو می‌خوام قرائت بکنم: آیه ۲۰۰ سوره آل عمران. که در ذیل این آیه، مهم‌ترین مباحث اجتماعی تفسیر المیزان، مهم‌ترین مباحث تمدنی تفسیر المیزان، مهم‌ترین مباحث سیاسی و حکومتی تفسیر المیزان آمده. ببینید، یک سند این خودش نکته مهمی که انتخاب علامه طباطبایی رَضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَیْهِ هست که ذیل این آیه اون حرفی که می‌خواد رو، حرف‌های پرجم و عمیق خودش رو بزنه در عرصه مسائل اجتماعی، سیاسی و تمدنی بزنه. جالبه: یک جمله از سخنان علامه طباطبایی رو بگم، همه شنوندگان عزیز به فکر فرو خواهند رفت. شما به من نظر بدید که آیا واقعاً به فکر آدم رو می‌بره یا نه؟ شاید بیش از ۵۰ سال پیش، بیش از نیم قرن پیش علامه طباطبایی تفسیر رو نوشتن و الان در دست ماست. اونجا می‌فرمایند: «دموکراسی از دیکتاتوری بدتر است و بیشتر ظلم می‌کند به بشر.» قابل توجه هست، خیلی. چقدر باید روی این حرف علامه فکر کرد. دموکراسی هر کسی خواست بیشترش رو بدونه، این کتاب مراجعه کنه ذیل آیه ۲۰۰ سوره آل عمران، آخرین آیه سوره آل عمران، بله. آقای پایانی... خب، ما می‌خوایم در مورد این آیه مهم صحبت کنیم در فضای مدیریت ذهن، در فضای مدیریت ذهن در موقعیتی که موقعیت جنگ است، در فضای بحث مدیریت ذهن در بعد اجتماعی که ما جامعه باید تاثیر بگذاریم، اصلاً جامعه رو باید شکل بدیم. یک جامعه همنوا باید درست بکنیم، بله درسته.

این آیه رو بخونم. می‌فرماید خداوند متعال:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
صبر کنید، اینکه معلومه تک تکتون مومنین صبر کنید. «وَ صَابِرُوا» یعنی چی؟ با هم صبر کنید. یعنی یک صبر فردی داریم، یک صبر جمعی. اون چیزی که از دین هنوز خوب درک نشده، این «صَابِرُوا» است. و الا با هر کسی در مورد صبر بخوای صحبت کنی، می‌گه خب می‌فهمم صبر اجمالاً یعنی چی. ما هم جلسات قبل در مورد صبر یک مقدار صحبت کردیم، بیش از یک مقدار که روزی بارها در قرآن آمده. خلاصه می‌خواد بکنه اون میزبان بهشت و رضوان الهی. می‌فرماید که: «سَلَامٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ» همه خوبیاشو تحت عنوان صبر جمع می‌کنه. صبر شامل همه خوبی‌ها می‌تونه به معنای باشه و این انتخاب قرآنه، یک سلیقه شاعرانه یا سلیقه‌ای از علما نیست. خب، صبر اهمیتش اینقدر بالاست. اینجا یک بار می‌فرماید «اصْبِرُوا»، یک بار می‌فرماید «صَابِرُوا». صابرو خوب درک نشده هنوز تو جامعه ما. یک کمی تازه ما پیشرفته‌تر از خیلی از جوامع بشری هستیم در این زمینه، در این تردیدی نیست، پیشرفته‌ترین ملت هستیم در تاریخ در این تردیدی نیست. اما هنوز خوب فهم نشده به خاطر کلمه «صَابِرُوا». علامه طباطبایی اون همه بحث‌های اجتماعی، تمدنی، سیاسی رو ذیل این آیه مطرح می‌کنند. خوب «صَابِرُوا» یعنی با هم صبر کنید. خب خیلی ساده طرف می‌گه که اگر من خواستم صبر کنم، این نیومد صبر کنه، چی می‌گیم؟ هیچی. «صَابِرُوا» تحقق پیدا نکرده. باید با هم صبر کنیم، صبر جمعی شکل نمی‌گیره، بله. صبر جمعی شکل نمی‌گیره.

و «رَابِطُوا» درسته. می‌فرماید «رَابِطُوا» یعنی چی؟ رابطه، یک معناش اینه که ما تو کلمه فارسی ارتباط، رابطه اینا رو داریم، ولی تو عربی صرفاً به معنای رابطه نیست. بخواهیم از این کلمات جدید فارسی استفاده بکنیم: هم‌افزایی کنید. یعنی به کمک هم بیاید، هوای همو داشته باشید، آره. یک جورایی با باید یک کار بزرگ انجام بدید. پس هم «صَابِرُوا» هم «رَابِطُوا» اشاره به زندگی جمعی داره، بله. «صَابِرُوا» با هم مقاومت کنید. «رَابِطُوا» حالا نه در بحث مقابله با بلایا، با هم مقاومت بکنید برای پیشرفتتونم راه به تو درسته. در مقابل بلا شما زندگی جمعی دارید، یک وقت در رخا زندگی جمعی دارید. رابطه شامل اون رخا هم می‌شه، آسایش هم می‌شه، درسته. «اصْبِرُوا» و «صَابِرُوا» و «رَابِطُوا».

حالا من همین اول برای اینکه بحثمون خیلی شیرین‌تر بشه، یک روایت بخونم برای شما درباره این آیه قبل از اینکه هر سخن دیگری رو درباره این آیه با هم مرور کنیم. مثلاً امام صادق علیه السلام می‌فرماید – هم از امام باقر علیه السلام در کتاب غیبت نعمانی، هم در کتاب کافی شریف از امام صادق علیه السلام قریب به این مضمون نقل شده – «رَابِطُوا» رو چه جوری ترجمه کردند: «رَابِطُوا عَلَی الْأَئِمَّةِ» یعنی هم‌افزایی کنید برای امامانتان، برای کمک به امامانتان. یا مثلاً می‌فرماید: «فَاصْبِرُوا عَلَی أَدَاءِ الْفَرَائِضِ» برای اداء فریضه‌ها، واجباتتون صبر کنید، مقاومت خرج بدید که کارهای واجب رو بتونید انجام بدید. «صَابِرُوا عَدُوَّکُمْ» در مقابل دشمن. «صَابِرُوا» چون زندگی جمعی نیازه در مقابل دشمن. «رَابِطُوا إِمَامَکُمُ الْمُنْتَظَرَ» عجب! «رَابِطُوا إِمَامَکُمُ الْمُنْتَظَرَ». ما برای اولین باره داریم می‌بینیم میلیون‌ها نفر در خیابان‌ها ۴ ماهه با هم دعای فرج می‌خونن. این یعنی «رَابِطُوا إِمَامَکُمُ الْمُنْتَظَرَ». انصافاً این روایت قشنگ‌تر نکرد؟ شیرینی این آیه رو بیشتر نکرده؟ خیلی خب. پس این «رَابِطُوا» که به معنی همکاری کردن هست، به معنای هم‌افزایی، به معنای ارتباط موثری که بتونیم یک کاری انجام بدیم، هست.

همین‌جا من یک مطلبی رو از حرم امام رضا علیه السلام بگم. خب مرقد شریف اماممون، امام شهیدمون در پناه امام خورشید، امام رضا علیه السلام قرار گرفت و این چند شب مردم چه حالی در اطراف مزار امام شهید شعارهای انقلابی می‌دادند، صف می‌کشیدن زیارت بکنند و الی آخر. بعضی‌ها هم خب دوست دارن دیگه نق بزنند مثلاً آقا اینجا حرم امام رضاست، انگار مثلاً پاره تن امام رضا با خود امام رضا چه فرقی می‌کنه؟ در همون راستاست. مردم هرچی احترام به امام شهید می‌گذارند در واقع دارن مضاعف احترام می‌گذارند به بله به امام رضا، به امام رضا. مثلاً مردم میرن فاطمه معصومه سلام الله علیها رو زیارت می‌کنند، مضاعف دارن احترام می‌گذارند به اون قبر گمشده حضرت زهرا سلام الله علیها که دیگه معلومه. درسته، نباید بگیم که این مردم رفتند سراغ حضرت معصومه، حضرت زهرا رو رها کردن. اتفاقاً وقتی می‌خوان عرض ارادت بیشتری بکنند، می‌رن سراغ امامزاده‌ها، اولیا خدا. حالا یک بگم داره حرف تو حرف می‌شه ولی برمی‌گردیم سر مسیر اصلی.

بحث ما هر موقع می‌خواستیم بریم کربلا، خدمت حضرت آیت‌الله العظمی بهجت می‌رسیدیم. گفتیم آقا داریم میریم، شما سفارشی می‌فرمود؟ رفتید حرم حضرت ابوالفضل سلام من رو برسونید. دیگه هیچی نمی‌گفتن حرم حضرت ابوالفضل. حالا نگو روبرو حرم آقا اباعبدالله... آیت‌الله بهجت خدمت امیرالمومنین... در ادب رعایت می‌کرد. به نظر من یعنی می‌خواست بگه من رو در این... آره یعنی آره چی بگم؟ توضیح نداره این، چون توضیح ندادن، هر کی هرچی می‌خواد برداشت کند. بعد می‌گفتیم که میریم حرم امام حسین هم به جای شما زیارت می‌کنیم، میریم حرم امیرالمومنین هم زیارت می‌کنیم. امر دیگه حاج آقا، ایشون می‌فرمود حرم حضرت ابوالفضل من رو زیارت کنید، یک دوباره تاکید می‌کردم، با اینکه ما می‌گفتیم. دقت فرمود، دوستانی هستند که این تجربه رو دارن از ایشون. خب این یعنی چی؟ می‌خوای ادب نگهداری؟ برو پیش غلام او، برو پیش فرمانده او. همین آقای بهجت ازشون پرسیدن ما میریم مشهد، دیگه سر قبر عرفا هم بریم کنار حرم امام رضایم دیگه؟ ایشون می‌فرمودند میرید مشهد، برید سر قبر عرفا و خوبان، بگید شفاعتتون کنن که راهتون بدن بهتر پیش امام رضا. خود ایشونم اهل این بودن زیارت بکنند اوتاد رو و مثلاً چقدر سفارش به حضرت عبدالعظیم می‌کردند. درسته، نمی‌فرمودند نه دیگه حالا ما که میریم خدمت خود امام رضا، دیگه کوچیکترا رو نگاه نمی‌کنیم. این یک جور تکبر برای بنده که باب حرم بیش از پیش باز شد. همیشه ما از صحن آزادی سعی می‌کردیم وارد بشیم از پایین پا، الان دیگه از پایین پا اول میریم خدمت امام شهیدمون. آقا ما رو شفاعت کن، می‌خوایم بریم پیش امام رضا. دقت فرمودید؟ دعامون کن زیارت با معرفت. لذا واقعاً در انتخاب جام، انصافاً بهترین جا انتخاب شده. هرچند من واقعاً قلباً راضی نبودم آقامون همه تهرانیا شاید از تهران برند، دوست داشتیم تهران باشن برکات وجودشون. ولی خب محروم شدیم. چقدر باید جد و جهد بکنیم که در واقع اثر سویی نداشته باشه برای تهران غیبت ایشون از تهران. ما صریحاً هم می‌گفتیم، منتها می‌دونستیم که صلاح مملکت خویش خسروان دانند و باید اون مصالح عالی در نظر گرفته بشه. ولی ما هم باید ابراز علاقه خودمون و اصرار خودمون رو می‌کردیم.

حالا نکته اینه که بعضی‌ها می‌گویند مزجع شریف این امام شهید تو حرم قرار گرفته، یا معترضن (خیلی کمی البته، کسی نفهم باشه معترض باشه) یا سوال می‌کنند: الان فضای حرم انقلابی‌تر شده؟ گفتم نه انقلابی‌تر نشده، فضای حرم انقلابی بود، شما رعایت آداب نمی‌کردید. این امام آمد انقلابی بودن باطن حرم رو متجلی کرد. حرم امام رضا می‌ری یعنی مرگ بر اسرائیل، حرم امام رضا می‌ری یعنی مرگ بر آمریکا. حرم امام رضا می‌ری این «رَابِطُوا إِمَامَکُمُ الْمُنْتَظَرَ»... امام المنتظر یعنی چی؟ یعنی ما همه جمع شدیم شما رو کمک کنیم، «نَصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ». این امام منتظر، فرزند همون امام رضاییه که حرمش. پس هرچه وجه انقلابی حرم پررنگ‌تر بشه، ما به حقیقت زیارت بیشتر نزدیک شدیم. مرحبا به امام شهید ما که با محل مذجع خودشون یک خدمت دیگه کردن و اون اینکه حرم امام رضا رو باطن انقلابی‌ش رو بیشتر به ما نشون دادن.

من در مراسم ختمی که در حرم گرفته شده بود، یک روایتی رو خوندم اونجا مفصل. امام صادق علیه السلام می‌فرماید که پاره تن من، فرزند نوه من در واقع در مکانی به نام طوس به خاک سپرده خواهد شد. هر کسی ایشون رو زیارت کنه، خدا ثواب چی بهش می‌ده؟ خدا ثواب کسی که در راه خدا پای رکاب پیغمبر جنگیده. این یعنی چی؟ من الان برم حرم می‌گم رزمنده‌ها زیارتتون قبول باشه. مردم برمی‌گردن رزمنده؟ آقا ما زائرین، آقا ما محبیم، آقا ما شیعه‌ایم. بنده خدا، قبل از این حرفا امام صادق علیه السلام اسم کسانی که اومدن حرم امام رضا گذاشته رزمنده. حرف ما که نیست که، «صَفُّ الْمُجَاهِدِینَ» اسمتون نوشته، بله، در صف مجاهدین در راه پیغمبر اکرم، قبل از فتح، قبل از فتحی که در مکه صورت گرفت و دیگه اسلام به قدرت رسید. در دوران غربت تو می‌جنگیدی پای رکاب پیغمبر. حرم چهره‌ش پیش آدم عوض می‌شه. حرم از اولم پادگان بود، حقیقت حرم پادگان امام زمانه برای تربیت سربازان امام زمان. بله، شما رفتی گفتی نص؟ محل رفیق بازی صرفاً نیست؟ صرفاً محلی برای عشق بازی نیست؟ اتفاقاً رزمنده‌ها که حاضرن جون بدن و انتقام بگیرن از خون مظلومین، ائمه هدی علیهم السلام و یارانشون، بیشتر حرم براشون محل عشق بازیه، بیشتر صفا می‌کنند. من با رزمنده‌ها رفتم دیدم چه حالی دارن تو حرم آقا. رزمنده‌های ما هشت سال دفاع مقدس به عشق یک حرم مبارزه می‌کردند. با بالاترین مژده براشون این بود که از عملیات برگردن برن حرم. والا خب.

حالا بریم سراغ مدیریت ذهن. مدیریت ذهن ربطش به این مباحث چیه؟ من از شما خواهش می‌کنم شما مراقبت بکنید این بحث رو که یک وقت من الکی بحث مقاومت در مقابل دشمن تحت عنوان «صَابِرُوا» رو و اساساً مفهوم صبر رو بیخود ربط ندم به مدیریت ذهن. شما واقعاً مراقبت کنید به عنوان یک بیننده. بالاخره کارشناسی که اینجا ایستادید، اگرم بتونید اعتراض بکنید خوبه، من جواب اعتراض‌های شما رو خواهم داد.

ببینید، من اول چند تا قرآن، چند تا آیه قرآن برای شما بخونم. می‌فرماید:
«وَ قَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا وَ لَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ»
این یک نمونه از آیه قرآن که ربط بین مدیریت ذهن و خوش‌فهمی رو و صبر رو بیان می‌کنه. قارون رو بعضیا می‌دیدن، می‌گفتن کاش ما هم مثل این ثروت داشتیم. بعد خداوند متعال می‌فرماید «أُوتُوا الْعِلْمَ» که دانا هستند به اونایی که آرزوی ثروت قارون می‌کنند جواب می‌دن، می‌فرمایند: چی؟ ثواب خدا بهتر است برای کسی که ایمان دارد و عمل صالح می‌کند. اولاً کسانی که علم دارند این حرف رو می‌زنند. این ربطش به ذهن: «وَ لَا یُلَقَّاهَا» یلقیها یعنی می‌فهمد. «لَا یُلَقَّاهَا» یعنی نمی‌فهمند. خوب، خوش‌فهمی ندارد. کسی این معنا را درک کند، «إِلَّا الصَّابِرُونَ» مگر کسانی که اهل صبرند. کسانی که اهل صبرن این معانی دقیق رو می‌فهمند. خب، این رابطه مستقیم صبر با ذهن قوی، بله. «یُلَقَّاهَا» یعنی خوب بفهمه، نه یک فهم ساده. و خوب فهمیدن لازمش اینه که شما یک کَزِی پیدا کنید، شما یک اشرافی پیدا کنید، شما سطحی برخورد نکنید، جمع‌بندی بکنی، تحلیل داشته باشیم.

این یک نمونه از ربط بین صبر و مدیریت ذهن. یک نمونه دیگه، بازم در آیات قرآن هست که حالا من می‌تونم عبارت خود المیزان رو هم که همین‌ها رو توضیح می‌دم برای شما بخونم. می‌فرماید:
«وَ مَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ»
کلمه «یُلَقَّاهَا» مضارع مجهول از مصدر «تَلَقٍّ» هست به معنای فهماندن است، درسته. همچنان که «تَلَقٍّ» به معنای فهمیدن و گرفتن است، گرفتی مطلب رو، نشنیدی. این تَلَقّی... آها! اینو ازش استفاده می‌شه که خب حالا می‌فرماید کسی که صبر می‌کنه خوب می‌فهمه، بله درسته. دوباره ما در آیات دیگری از قرآن داریم که می‌فرماید:
«وَ مَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ مَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ»
چیه موضوع؟ موضوع در مورد در واقع آیات قرآن هست درباره قیامت و درباره دوزخ و بهشت الهی و در مورد این مطلب. حالا یک آیه قبلش:
«وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَی اللَّهِ...»
کی بهتر از اون کسیه که دعوت کنه به سوی خدا و «عَمِلَ صَالِحًا» و عمل صالح البته خودش داشته باشه، «وَ قَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» چون کسی که عمل صالح داره وقتی بگه من این رو انتخاب کردم، بیشتر موثر رو دیگران، بله. بعد به اصطلاح خداوند متعال توضیح می‌دهند در آیه بعدی که می‌گه که هرکی به تو بدی کرد در راه این دعوت، بهش خوبی کن. و این بهترین شیوه رو کی می‌فهمد؟ «وَ مَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا» کی خوب می‌گیره این مطلب رو؟ مگر کسانی که صبر می‌کنند.

خب، در این باره حرف زیاد هست. من می‌تونم یک عبارتی از عبارت‌های تفسیر المیزان رو که مفصل در این زمینه توضیح دارند عرض بکنم، ولی مسئله واضحه. تا اینجا چند تا آیه مسلم شد که صبر با مدیریت ذهن رابطه جدی و تعریف‌مند و معنا‌داری دارد، آره. حالا بازم چون زیاد حرف زدم، چند تا روایت دیگه بخونم. خواهش من نگرانم که اصل مقدمه بمونه، حالا می‌مونه، ادامه می‌دیم جلسه بعد. رابطه صبر و مدیریت ذهن که تو روانشناسی چقدر روش کار کردن به حدی که می‌گن اصلاً دانش‌آموزا رو صبرشونو زیاد کنید، هیچ کاری دیگه نمی‌خواد بکنید، دانشمند می‌شن. خیلی عجیبه، صبرشونو ببرید بالا. حالا اینا هست، بعضی ممکنه حتی آدرسشو بدم. بلکه تحول در مدارس ما رخ بده. آخرم من می‌ترسم یک روزی شما آخر نتونید صبر کنید و برید... خلاصه یک حرکت برای نظام آموزشی ما... حرکتمون بیشتر از این گفتگوها که نیست، زورمون نمیرسه.

در سخنان امیرالمومنین علی علیه السلام که هرکی می‌خواد لذت ببره از زندگیش، این سخنان امیرالمؤمنین رو بشنوه. نه این سخنان، هر سخنی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام رو بشنوه.
«لَا حِلْمَ لِمَنْ لَا عِلْمَ لَهُ»
حلم یک معنای دقیقی از صبر داره. علم نداره؟ کسی که حلم نداره... این صبر چقدر کمک می‌کنه به فهمیدن. «یَحْتَاجُ الْعِلْمُ إِلَی الْحِلْمِ» علم به حلم احتیاج داره.
می‌فرماید: «تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ وَ تَعَلَّمُوا لِلْعِلْمِ السَّکِینَةَ وَ الْحِلْمَ» دیگه به خاطر علم برید سکینه، آرامش و حلم و اینها.
و الی آخر. مثلاً می‌فرماید که:
«کَمَالُ الْعِلْمِ الْحِلْمُ، وَ کَمَالُ الْحِلْمِ کَثْرَةُ الِاحْتِمَالِ وَ الْکَظْمُ»
شما بخواید علمتون رو به کمال برسونید، این وابسته است به حلم شما. و حلمتون رو بخواید به کمال برسونید، باید کظم غیظ کنید و باید تحمل کنید دیگران رو. دقت فرمودید: «حُسْنُ الْعِلْمِ حُسْنُ الْحِلْمِ» خوب، بردباری کردن دلیل «وَفُورُ الْعِلْمِ» این علامت اینه که این آدم خیلی می‌فهمه. جالبه هم حلم لازمه علم‌آموزی است، هم علم ثمره علم‌آموزی است، بله. هم در مسیر و دیگه بسیاری روایات دیگه که من ذکر نکنم.

صبر به انسان... خیلی از دانش‌آموزان می‌گن می‌گن این باهوشه ها ولی نمی‌شینه قرار نداره، بنشینه پای درس، هی ذهنش این‌ور اون‌ور می‌پره همین‌طور. و اینقدر آدم‌های باهوش هستند فقط به دلیل اینکه حلم ندارند، چون صبر و حوصله نداریم به هیچ جا نمی‌رسن. آخرش باید بره کارهایی بکنه که نیاز به علم زیادی نداره. نمی‌خوایم به هیچ شغلی بی‌اعتبار باشیم، همه شغل‌ها آدمهای فهمیده لازم داره، ولی به هر حال... چند وقت پیش می‌دیدم در شبکه‌های خارجی دارن بحث می‌کنند از اینکه ایران بالاترین میزان سطح تحصیلات عالی رو داره در جهان، فوق‌لیسانس، لیسانس، دکترا نسبت به نیاز عادیشون تو جامعه خیلی بیشتر است. بعضیا ممکنه اینو نقد کنن بگن حالا ما کارگر دیگه نداریم و فلان، اینها. ولی به هر حال ایران سطحش خوبه، از این بیشتر هم می‌تونه بشه، از این بیشتر هم می‌تونه بره جلو. منتها این لازمش حلم است.

از بحث اجتماعی ما فاصله نگیریم. می‌گن که برای اینکه یک جامعه توسعه پیدا بکنه، مهم‌ترین صفتی که یک جامعه باید پیدا بکنه، بردباری است. اندیشمندان خارجی می‌گن یک جامعه‌ای بخواد پیشرفت کنه و توسعه پیدا کنه، این صفت باید تو جامعه رواج پیدا کنه. من امیدوارم این باب باز شده باشه. فعلاً رابطه بین صبر، بردباری و مدیریت ذهن: ما هر چقدر صبرمونو ببریم بالا، قدرت مدیریت ذهنمون افزایش پیدا می‌کنه، خوش‌فهم‌تر می‌شیم. این صبر دو صبر هست: یکی صبر فردی، یکی صبر اجتماعی. درباره هر دو موضوع باید جلسات بعد حرف بزنیم، صحبت کنیم.

ملایی:
خدا رحمت کنه قیصر... همین‌پور... چقدر زود دیر شد! چقدر زود وقتمون به پایان رسید. ولی خیلی ممنونم ازتون. موید باشید.

عرض می‌کنم که یک نکته را هم من اضافه کنم به آنچه که تا اینجا دریافت کرده‌اید: اینکه ماه سفر در پیشه، قربانی ماه سفر، برنامه سمت خدا هم مثل همه ماه‌های دیگه إن‌شاءالله پربار و پربرکت به یمن حضور شما و مشارکت شما مردم اتفاق خواهد افتاد. برای مشارکت، صفحات نگاه کنید، زیرنویس‌ها رو نگاه ببینید، عدد ۱۴ رو هم بفرستید به ۲۰۳۰۳. و خیلی تشکر می‌کنم از همراهیتون.

با صفحه ۲۶۲ قرآن کریم که آیات پایانی ۲۶۱، آیات پایانی سوره مبارکه ابراهیم هست، إن‌شاءالله اینم حسن ختام برنامه‌مون. برمی‌گردیم. خیلی خب، دوستان می‌فرمایند که قرآن رو محضر شرف برگردیم، یک کمی زمان برامون نگه داشته. چقدر خوب!

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

صفحه262 قرآن کریم

گفتم یک ذره باید وقت مونده باشه، اشتباه از من بود. بفرمایید خدمت حاج آقا باشیم برای دو سه دقیقه که وقت باقی مانده.

حجت الاسلام پناهیان:
ببینید، یک واقعیت خیلی مهم و ما باید بپذیریم و اون اینکه انسان در سختی‌ها خوش‌فهم‌تر می‌شه. وقتی که با سختی‌ها صبورانه برخورد کنه. امام شهید ما صبر رو به مقاومت ترجمه می‌کردند و این کلمه خیلی دقیقیه. جبهه مقاومت یعنی جبهه صابران. این مقاومت خوش‌فهمی می‌آره. رزمنده‌های ما رو به کجا رسونده بود؟ امام امت فرمودند که ۷۰ سال عبادت کردید به خوبان و اهل عبادت و اهل معرفت می‌فرمودند که یک بار برید وصیت‌نامه‌های شهدا رو بخونید. امام امت وصیت‌نامه‌های شهدا رو در حد عالی از عرفان می‌دونستند که انگار یک شبه راه ۱۰۰ ساله طی کردن. اینم تعبیر امام امت است. واقعاً جنگ آدم رو پخته می‌کنه، اولاً از نظر ذهنی انسان رو پخته می‌کنه. مقاومت ما رو هوشیارتر می‌کنه. هوشیاری تازه قدم اولشه، عرفان قدم آخرشه. توانمندی‌های دیگر ذهنی که حتی انسان راه‌های مبارزه رو پیدا بکنه، اون‌ها رو هم انسان درش رشد خواهد کرد.

الان این صهیونیست‌ها اگر یک ذره فهم داشتند، نه به لبنان عزیز حمله می‌کردند، نه به ایران. هر بار که حمله می‌کنند و این جنایت‌ها رو انجام می‌دن، شما یقین بدونید این گروه صابر مقاوم بله، باهوش‌تر می‌شه و درک و درایتش افزایش پیدا می‌کند. مکرر من لبنانی‌ها رو می‌بینم. اونایی که میان ایران برای زیارت یا برای همین تشییع آمده بودند، واقعاً لبنانی‌ها بعد از سید حسن نصرالله یک رشد عجیبی کردن و این طبیعت جنگه. این جنایت‌هایی که صهیونیست‌ها می‌کنند درباره لبنان، این جنایت‌ها از یک طرف جگرسوز است، از یک طرف یک احساس همدردی رو ما پدید می‌آره که باید بیاره و الا اصلاً ما از انسانیت فاصله گرفتیم. و إن‌شاءالله ما بر عهد خودمون هستیم و مسئولین که ضربات لازم رو به دشمن صهیونی بزنیم. ولی دشمن نمی‌فهمه این رو که داره لبنان رو مقاوم‌تر می‌کنه و مقاوم‌تر یعنی چی؟ یعنی اینا با هوشمندی بیشتر با شما مبارزه خواهند کرد.

الان اون زمانی که پیج‌ها رو زدن، بله، اون زمانی اصلاً یک درایتی در این مجموعه افزایش پیدا کرده. خود ما نیروهای نظامی، نیروهای هوافضامون در فاصله بین جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان چه رشدی پیدا کردن. یکی از مسئولین می‌گفت سپاه ۱۰ سال تو این فاصله رشد کرد. نیروهای هوافضا در این ۴۰ روز کمتر تلفات دادند تا تلفاتی که نیست یعنی تقدیم کردن و صدمات خوردن تا اون جنگ ۱۲ روزه. و الان دشمن داره حماقتش رو باز ادامه می‌ده. دقت فرمودید، اگر ما اهل صبر باشیم، بهرمون افزایش پیدا خواهد کرد. اما اگر اهل عجز باشیم، ناله کنیم، منفعل بشیم به صورت غلط کلمه یا نمی‌دونم بخوایم فرار کنیم. از رنگ مرگ اگر مرد است، گون نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ. این‌جوری شجاعانه نریم تو میدان، بله، اتفاقاً فهممون پله پله میاد پایین‌تر. دشمن رو بزرگتر از واقعیتش می‌بینیم، قدرت خودمون رو کمتر از واقعیتش می‌بینیم. همون خطای محاسباتی، خطای محاسباتی می‌شیم. یعنی روحیه صبر و مقاومت هوش ما رو در میدان مبارزه افزایش خواهد داد. و خدا نکنه یک سیاستمداری بترسه یا یک رزمنده‌ای میان رزمنده‌ها بترسه، تمام قوای ذهنی خودشو از دست خواهد داد که چه جوری می‌تونه از دشمن امتیاز بگیره و بر دشمن غلبه کنه.

بسیار خوب. من داشتم تو این چند دقیقه فکر می‌کردم به اینکه «اصْبِرُوا» که حالا به جای خود، «صَابِرُوا» و «رَابِطُوا» یک در واقع ابلاغیه به جبهه مقاومت در ایران، در لبنان، در عراق... راه به تو، بله.

ملایی:
خیلی ممنونم حاج آقا. هفته بعد إن‌شاءالله اگر من زنده باشم، شما که الهی زنده باشید، إن‌شاءالله همین بحث رابطه بین صبر و مدیریت ذهن رو إن‌شاءالله ممنونم ازتون. شما هم خیلی صبر به خرج می‌دید برنامه رو همراهی می‌کنید. یکی دو جا سرفه‌م گرفت، یک کسالت مختصری بود این چند روزه. إن‌شاءالله تا شنبه دیگه که زنده باشم بیام، التماس دعا... منو ببخشید.

با سلام بر محضر ارباب بی‌کفن آغاز کردیم، با سلام بر او هم به پایان می‌برم تا سلامی دوباره:

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها