اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-02-31-حجت الاسلام عاملی- عزت و غرور ملی

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. اللهم کل ولیک الحجت ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً. برای سلامت و عافیت شما دعا می‌کنیم آقا جان که سلامت آفاق در سلامت شماست و همه‌مان چشم به راه آمدن شما هستیم و این ورد زبان ماست همیشه و هماره که اللهم عجل لولیک الفرج.

خانم‌ها آقایان سلام. اینجا سمت خداست که از تهران، پایتخت کشور عشق و ایمان، تقدیم نگاه پر مهر شما می‌شود. به سمت خدای امروز خیلی خیلی خوش آمدید. خوشحالیم که با همیم، در کنار همیم. برای عزت و سربلندی ایران عزیزمان همیشه دعا می‌کنیم و دم شما مردم گرم که مدت‌هاست که میدان دارید و پرچم دارید. انشالله خداوند بهترین برکات را به یمن این همدلی و همراهی نصیب تک تک‌تان بکند. عاملی، سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام عاملی: و علیکم السلام و رحمت الله. محضر عزیزانم سلام و دعا دارم و بهترین‌ها را از خدای متعال مسئلت دارم. عزت کشور ما، عزت ملت ما و عزت رهبر ما را از خدای متعال مسئلت دارم. در ایام بسیار مبارک قرار گرفتیم. ایام مخصوصاً دعاست: روز عید قربان که در پیش است و مخصوصاً روز عرفه، روز استثنایی برای دعاست. با اینکه ثواب عظیمی دارد روزه گرفتن روز عرفه، اما گفتند که اگر از دعا خسته می‌شود در اثر روزه گرفتن، دعا را بر روزه ترجیح بده. وقتی موسم استجابت دعاست، باید مهام امور را در دعا در نظر بگیریم. صرفاً دعاهای شخصی نباشد. رسول خدا فرمود به اصحاب که اگر الان جبرئیل نازل بشود و بگوید خدا فرموده هرچه بخواهید از من، من به شما می‌دهم، شما چه می‌خواهید از خدا؟ یکی گفت مثلاً من بهشت را می‌خواهم، یکی گفت من زوجه صالح می‌خواهم، یکی گفت که من پول می‌خواهم. پیغمبر ما فرمود: اما اگر اُوَیْس بود، خوب به شما یاد می‌داد که چه از خدا بخواهید. در حالی که اویس در یمن بود و اصلاً پیغمبر ندیده بود و اصلاً از آن سؤال پیغمبر هم خبر نداشت. اویس پیغمبر ندیده، جزو صحابه نیست، جزو خیر تابعین است. به او می‌گویند خَیْرُ التَّابِعِینَ (بهترین تابعین). ایشان اوصافی دارد و جزو کسانی است که با امیرالمؤمنین بیعت کرد بر مرگ و در رکاب امیرالمومنین به سعادت رسید. ایشان شأن خیلی بزرگی داشتند، استثنایی. یک مادر پیری داشت، گفت: بروم پیغمبر را ببینم. گفت به شرطی که اگر پیغمبر نبود برگرد. آمد در زد. ام سلمه گفت: چیه؟ گفت: منم. باز کرد، گفت: تویی؟ گفت: بله. گفت: چقدر پیغمبر از تو ذکر خیر دارد در نماز شبش و تو را چقدر توصیه می‌کند، سفارش می‌کند به امیرالمومنین. گفت: من می‌خواهم پیغمبر را ببینم. گفت: پیغمبر در سفر است. گفت: پس من اجازه بده وارد حجره پیغمبر بشوم. وارد شد، خاک حجره را بوسید، در و دیوار را بوسید و مفصل تبرک کرد و چون مادر گفته بود برگرد، برگشت. بله. وقتی پیغمبر آمد تا وارد حجره شد، گفت: ام سلمه چه بویی است؟ یعنی شما نفس رحمان من؟ جان پیغمبر! این جمله را گفت. بعد گفت: خدا آنقدر شفاعت اویس بدهد که مثل قبیله ربیعه و مضر وارد بهشت می‌کند. روزگار گذشت، پیغمبر هم از دنیا رفت. تا اینکه موسم حج، زمان خلیفه دوم، اویس آمد به حجاز. تا مردم فهمیدند اویس آمده، سیل‌آسا ریختند برای زیارت ایشان. خلیفه دوم گفت: من را دعا کن. گفت: اگر تو امیرالمومنین باشی، احتیاج به دعای من نیست. قصه را گفتند به جناب اویس که پیغمبر گفت اگر اویس بود به شما یاد می‌داد که چطوری دعا بکنید، از خدا چه بخواهید. آنجا جمله‌ای گفته. من این را برای شما عزیزان می‌خوانم و می‌خواهم که مخصوصاً روز عرفه این دعا را داشته باشید. گفت: اگر من آنجا بودم، پیغمبر به من می‌گفت به اینها یاد بده که چطور دعا بکنند. می‌گفت: اللهم النا محمداً إلى یوم القیامة. اللهم صل علی محمد – خدایا پیغمبر ما را تا روز قیامت نگه دار. من برای بقای رهبر دعا می‌کردم. انشالله که روز عرفه باز صدق خاصی با تضرع خاصی، امانت بدهیم رهبر معظم خودمان را به خدا. در روایت از هر کس ودیعه بدهد چیزی را به خدا، خدا ودیعه را ضایع نمی‌کند. و لذا اللهم دینه و ماله و عمله... تا آخر این دعا را در حق انشالله رهبر معظم داشته باشیم. انشاالله. انشاالله برای سلامت رهبرمان دعا می‌کنیم، برای سلامت امت دعا می‌کنیم، برای نصرت و پیروزی جبهه حق دعا می‌کنیم، برای شفای عاجل مجروحان جنگ رمضان، برای شفای بیماران دعا می‌کنیم، برای عاقبت‌بخیری جوانان دعا می‌کنیم. خلاصه فرصت نابی است. انشالله ما را هم از دعای خیر خودتان بی‌بهره و بی‌نصیب نگذارید. حالتان چطور؟ خدا را شکر. الحمدالله.

شریعتی: هفته قبل یک بحثی را آغاز کردیم با حاج آقای عاملی. حالا قبل از وارد بحث بشویم، من همین ابتدای برنامه سر چراغی یادآوری بکنم برای مشارکت در قربانی ماه ذی‌الحجه. همچنان فرصت هست. عزیزان می‌توانند همراه بشوند. عید قربان و عید غدیر و برای سلامت حجاج عزیزمان هم دعا می‌کنیم که انشالله به سلامت به کشور عزیزمان برگردند. عدد ۱۴ را می‌توانید پیامک بکنید یا به زیرنویس‌ها دقت بکنید یا به سایت و کانال ما انشالله مراجعه بکنید که قربانی این ماه هم با شکوه هر چه تمام‌تر به لطف همراهی و همدلی شما محقق بشود. اما هفته گذشته یک بحثی را آغاز کردیم که عزت چقدر چیز خوبی است، چه ثروت عظیمی است که نباید ساده از کنارش رد شد. إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا و بدا به حال کسانی که عزت را در جاهای دیگر جستجو می‌کنند و دنبالش می‌گردند. هفته قبل از عزت و سربلندی ایران عزیزمان صحبت کردیم و نکته‌های خوبی را هم شنیدیم. اگر موفق نشدید برنامه را ببینید، می‌توانید به تلویزیون مراجعه بکنید یا به کانال ما مراجعه بکنید. دوستان زحمت می‌کشند مباحث کارشناسان عزیزمان را در سایت و در کانال قرار می‌دهند. با عشق و بی‌صبرانه مشتاقیم که مبحث این جلسه‌تان را هم بشنویم. خواهش می‌کنم.

حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. هیچکس مثل سیدالشهدا برای عزت هزینه کرد. فقط برای عزت بوده. یعنی حضرت اگر می‌گفت همه چیز حل بود، اهل بیت نجات پیدا می‌کردند. اما اگر حضرت اسیر می‌شد، دست ابن زیاد، ابن زیاد حضرت را ذلیلش می‌کرد. الان ما می‌توانستیم احساس غرور مقدس داشته باشیم؟ امکان نبود. یعنی تا روز قیامت ما مدیون سیدالشهدا هستیم. این عزتی که برای امت سیدالشهداست، عزت بی‌نظیر است. گفت: دستم را دست کسی که خبیث دست کی را... از محارم است نمی‌گذارم. گفتم پس فرار کن. گفت: فرار العبید. بحث ما این بود که یک ملت احساس دارد، نیاز دارد، نیاز فطری دارد که احساس عزت بکند. احساس عزت می‌گویند «اعتزاز» یعنی سرش پایین نیفتد. حکام یک کاری بکنند سرافکنده باشند، یک اقداماتی بکنند که تماماً ذلت و طبیعتاً پای ملتی می‌گیرد. می‌گویند این پادشاه، این ملت، این پادشاه، رئیس، پرزیدنت، این ملت کرده. در طول تاریخ ایران آنقدر این ذلت متاسفانه توسط حکام دامن‌گیر ملت ما شده است. ناصرالدین شاه می‌گوید (خیلی عذر می‌خواهم) می‌گوید: «مرده شور این کشور را ببرد. می‌روم شمال، روسیه...» این ملت چطور احساس غرور بکند به خاطر پادشاه با شجاعتی که داریم؟ ما این‌طور نبوده است. حضرت آقا (خدا با اجداد من) شروع می‌کند می‌فرمود: یک نفر از اینها بلند می‌شد می‌رفت آمریکا، خواهش می‌کرد: «من رو نخست وزیر کنید». الان دو سال دیگر شاه بلند می‌شد می‌رفت آمریکا می‌گفت: «خواهش می‌کنم این رو بردارید». نه عزتی، نه استقلالی، نه حاکمیتی، ننگی برای ملت. کشور اینها را باید بگوییم تا ملت ما الان که هزینه پرداخت می‌کنند، متوجه بشوند که چه دستاورد بزرگی دست ما آمده است. در دنیا همچین چیزی نیست. در دنیا می‌گویند به حاکمیت ملی خداحافظی کنید، با دموکراسی خداحافظی بکنید، مشروعیت با رأی نیست که از صندوق می‌آید بیرون. عین حرف کندی، گفت: سمت و سوی بین‌المللی... اگر اسرائیل را به رسمیت بشناسد، مشروعیت دارد؟ باید مشروعیت ندارد. اصلاً حقوق بشری با همه خداحافظی کنید. حرف حرفی است که ما می‌زنیم. وقتی که گفتند از سازمان ملل اجازه بگیرید برای حمله به عراق، گفتم: ما حوصله جنگ موش و گربه نداریم. که اهانت بود به تمام اعضای سازمان ملل. شما حساب کنید که ملت حالا بیاید یک کسی را که می‌خواهد عزل بکند، نصب بکنند، بیگانه برای ما تصمیم بگیرد. آقای شریعتی خیلی جالب است. شاه می‌گفت: ملت ما باید سَرْوَری کنند؟ تولید یعنی چه؟ بگذارید دیگران زحمت بکشند، تولید بکنند، ما آقا هستیم، ملت ما مصرف بکند. نتیجه چی شد؟ نتیجه این بود که اول شروع جنگ تحمیلی دیدیم صفر، صفر، هیچی دست ما نیست. اگر افراد بخواهیم دفاع بکنیم، با خون دفاع کردیم. این همه هزینه. یک موشک اگر داشت، ۲۲۰ هزار جمعیت کشته نمی‌شد. من در محضر یک صبحانه کاری با آقای حاجی‌زاده بودم. ایشان می‌گفت: ما اسکاد از بازار سیاه که می‌خریدیم، برای ما سخت بود. یک‌دفعه دیدیم تصمیم حضرت آقا: باید تولید کنید، هر طور شده باید تولید کنید، ما نباید وابستگی داشته باشیم در هیچ عرصه‌ای. این منافات دارد با آینده ما، با عزت ما، با استقلال ما. ما با دستورها شروع کردیم. تازه به یک نقطه خیلی خوبی رسیده بودیم، دیدیم که بازار آنقدر ارزان شده، ارزان. رفتیم پیش آقا گفتیم: لازم نیست زحمت بکشیم، ۱۰۰ تا فراوان است. گفت: حق ندارید یکیش را بخرید. باید خودتان تولید کرده باشید. دستمان خالی بود. خودکفایی نمی‌رسیدی. ببین، آنها مثل دستگاه لرزه‌نگار شاید تشخیص می‌دهند دشمن کجا دارد چه کار می‌کند. آره، آره. در چنین شرایطی عزت اگر صرف بشود طبیعی است که باید... اصلاً ایران ما علت اینکه یک سومش دست ما مانده، دو چیز است: یک، پایاپای تحولات علمی دنیا حرکت نکردیم (یک پادشاهانی نبودند که ارزش علم، ارزش عالم، ارزش دانشمند را بدانند) و دوم این بود که ما رهبران صالح نداشتیم. یکی از جهت علمی مشکل داشتیم، دو: پادشاهانی که شایستگی داشته باشند، شجاعت داشته باشند، آینده‌نگر باشند، غیرت داشته باشند، تشخیص داشته باشند، مزایای امور را متوجه بشوند، دنیا را بشناسند. اصلاً حضرت آقا محشر بود. خدا نعمتی به ما داده بود. بعداً ما می‌فهمیم. بعداً می‌آیند تصمیمات حضرت آقا را بررسی می‌کنند که چرا بیرق در سوریه زد. می‌دانید که دو نفر در تاریخ ایران بیرق خارج از ایران زده است: یکی نادرشاه در قارس، یکی حضرت آقا در آنجا برای امنیت ایران بود. همه برای امنیت ایران. حالا من از این به بعد یک چیزی شروع می‌کنم، خیلی گوش‌کردنی است، هرچند که فرصت کم است. تا اینجا ما بحث می‌کردیم از غرور مقدس ایرانیان. حالا وارد بشویم به غرور مقدس امت اسلامی. می‌دانید که در این باب، جمهوری اسلامی امت را نجات داده، احیا کرده است امت را. این بحث جای آن خیلی خالی است. بعد از فروپاشی دولت عثمانی، مثل گوشت قربانی تکه تکه کردند حوزه تمدن اسلامی را. ذلت بعد از بعد از دولت عثمانی همه جا را گرفت. چون اگر آن اتحاد بود نمی‌توانست کاری بکند. چون پنبه تافتی اسفندیار، یک تکه رم زدن به یهودی‌ها در فلسطین. آنجا گفتند: فلسطین کشور بدون ملت، آنها هم ملت بدون کشور. خودشان اسم درست کردند. کی داد این کار را؟ جد آل سعود می‌گوید: «وَهَبْنَا فِلِسْطِینَ مَسَاکِینَ الْیَهُود» فلسطین را به مساکین یهود بخشیدیم. نتیجه چی شد؟ اسرائیل ۸۰ سال غرور مقدس ما را شکسته. نسل‌کشی‌هایی که صورت گرفته، صبرا، غزه، یکی است. هیچ آرزویی نگذاشتند. در جنایت، در ترور آمدند، دارند نگاه می‌کند. حکام اسلامی هم کنارشان ایستادند. حکام اسلامی کنار اینها ایستادند، کل نفتشان را تامین کردند، نیازهایشان را تامین کردند. یک جمله‌ای اگر کسی گریه کند جایش هست. حماس گفت: هیچی ما را نسوزاند جز این جمله. نتانیاهو در سازمان ملل گفت: شُرَكَاءُ الْعَرَبِ (شرکای عرب). ببین حالا این کشورهای عربی ملتشان چه کار کنند؟ بگویند عجب عزتی دارید! عزت مال ایرانی است، مال ایران. شُرَكَاءُ الْعَرَبِ یعنی هر کاری که ما می‌خواهیم بکنیم، شور حکایت کردند. اینها اصلاً جان کری می‌گوید که شدیداً کشورهای عربی به ما اصرار می‌کردند که تأسیسات ایران را بمباران کنید. آن وقت حالا آن ملت چه عزتی می‌تواند داشته باشد؟ مصر، جالب است بدانید، ۵۰۰۰ نیروی محمود عباس را دوباره با تجهیزات پیشرفته آموزش می‌دهد تا بر غزه مسلط بشود، سیطره پیدا بکند، حماس را کنار بزند، جهاد اسلامی را کنار بزنند، همه را ریشه‌کن بکنند، امنیت اسرائیل را تحمیل بکنند. من از نتانیاهو یک جمله بخوانم برای شما که ببینید یک ملت حالا می‌خواهد... علت مصر می‌خواهد یک عزتی داشته باشد، حضور مقدسی داشته باشد که ما در دنیا نقش داریم، در دنیا جایگاه داریم. حسنی که بریدند، اصلی‌ستون... توضیح بدهیم: عَلِيُّ صِدِّیقِی وَ ضَمِیلِی السِّلاحُ... چرا قوت آن ملت؟ مصر الان که... چه نقش بزرگی داریم؟ دنبالش نگاه کن. می‌گوید: الْعَمَلُ وَ السَّلَامُ الْمَصْرِیُّ جَمِیعًا إِلَى الْإِسْرَائِیلِی اگر ما دنبال امنیت و سنسور هستیم، جَمِیعًا إِلَى جَنْبِهِ باید کنار به اصطلاح شهروندان اسرائیلی باشیم که امنیت داشته باشند. بحث مهم من از این به بعد: مفتی‌ها و آخوندهای درباری وارد شدند، صاف‌کن این حکام شدند. اگر فجایع آخوندها را درباره علم بنویسند، تألیف... ما یعلم الله یعنی در واقع اینها می‌آمدند یک پوششی با آیات قرآن توجیه می‌کردند، تحریف می‌کنند آیات قرآن را. چون پادشاه این‌جوری گفته، باید درستش کنیم. یک شخصی است متفکر به نام طریقی، از علمای حجاز. خوب مغزش مثل کامپیوتر کار می‌کند، خیلی هوشمند است، وهابی است، خیلی خیلی هوشمند است. اما از بسیاری از اصول وهابیت برگشته. الان هم در زندان است، سال‌های متمادی در زندان است. یعنی از جهت علمی هرچقدر به شما بگویم سطحش بالاست. کلمات قصارش در اینترنت پخش می‌شود. ایشان از خیلی از اصول وهابیت برگشته. اصلاً از دین دیگر... هیچی نگویم چه چیزی باشد. یک جمله‌ای دارد می‌گوید: من تاریخ اسلام را مطالعه کردم، در هیچ دوره‌ای مثل دوره ما علما دین‌فروشی نکردند. در هیچ دوره مثل دوره ما علما دین نفروختند. مثال بزنم: حضرت آقا فرمود به کشورهای اسلامی در اواخر عمر شریفشان (که این همه جنایت در غزه اتفاق افتاد) گفت: حداقل اسرائیل را شما تحریم اقتصادی بکنید. فوراً مفتی عربستان وارد شد. یکی از مفتی‌ها گفت: تحریم اسرائیل برخلاف سنت نبوی است. پیغمبر یهودیان مدینه را تحریم نکرد، معامله می‌کرد. شما ما را دعوت می‌کنید برخلاف سنت نبوی عمل بکنیم، این بدعت است و کل بدعت ضلالت و کل ضلالت فی النار. حالا شما حساب کنید دیگر. من چه بگویم؟ چه بگویم دیگر؟ این را نمی‌گوید که زمان پیغمبر یهودیان ۷۲ هزار نفر مسلمانان را کشته بودند؟ اینها را نمی‌گوید. الان هم از گرسنگی، بی‌آبی، بی‌دارویی هر روز دارند کشته می‌شوند. می‌دانید که از ده هزار اسیر دارد؟ از فلسطین... فلسطین اصلاً مال به اصطلاح یهودی است، چون خدا می‌گوید ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ خدا گفته ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ، اسرائیل غاصب نیست، بلکه مسلمان‌ها و فلسطینی‌ها غاصب اند. حالا امت اسلامی، امتی که این آقا آنجا زندگی می‌کند، در غضب واجب نیست. اما در حمله به پایگاه‌های آمریکا که ایران حمله کرده، آنجا فوراً به میدان آمدند، فتوا به جهاد دادند و حماس را تکفیر کردند، جهاد اسلامی را تکفیر کردند. وقتی هنیه در ایران کشته شد، از خوشحالی صفحه اول نوشتند: حَمَاسُ بِلاَ رَأْسٍ (حماس بدون سر). مودم... یک آخوندشان سر ابوعبیده داد می‌کشد: «ابو، چرا نمی‌فهمی؟ تو چقدر نفهمی؟ اسرائیل را ما نمی‌توانیم تحریم بکنیم، ما باید عادی‌سازی بکنیم». چرا می‌گویند؟ مسئله عواطف نیست، مسئله موشک‌پرانی نیست، مسئله سنت و سلفیت است. چرا می‌گوید نتانیاهو کُفَّارُ بَنِی إِسْرَائِیلَ با دخترانشان می‌شود ازدواج کرد، ولی رافضی‌ها (یعنی ما) اصلاً نمی‌شود با اینها ازدواج کرد، ذبیحه‌شان را خورد. چه احساس غروری؟ امتو دزدیدند. امامت نباشد (الان غدیر در پیش است)، امامت نباشد، امت می‌دزدند، نماز می‌دزدند، حج می‌دزدند. الان چند میلیون قربانی، همه از گرسنگی دارند می‌میرند. عزت مال ایران و ایرانی است. ببینید: وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ این ظاهر خبر، باطنش انشاعه، الان دارد خبر می‌دهد. اما دستور این است: حق ندارید خودتان را ذلیل بکنید. در روایت هست که ان الله همه چیز را به شما دادم، در اختیار خودتان گذاشتم. آن امت مسلمان، ولی شما حق ندارید خودتان را ذلیل بکنید. این دستور در کجاست؟ این سیستم سیاسی هم همین است. بسم الله. سیستم سیاسی اسلام می‌گوید: لَا تَزِمُونَ؟ کجاست؟ فقط در سیره حضرت امام، سیره مقام معظم رهبری می‌گوید: وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا حق ندارید میل باطنی، نه عمل. از نظر باطنی به آمریکا... وقتی آقا رهبر شهیدمان می‌فرمودند دیگر، می‌فرمودند: اگر ایمان باشد، عزت هست. یعنی اگر اینها ذلیلند به خاطر اینکه ایمان نیست. بله. و این‌جور آخوندها حتماً بدونید که اینها مصنوعه موساد است، مصنوع سیاه، همه جاسوس آنها هستند. جاسوس نمی‌آید بگوید که من جاسوسم. یک جمله بگویم آنقدر عجیب است. مفتی عربستان به اهل غزه می‌گوید: چرا کوچ نمی‌کنید؟ نه، غزه بالاتر از مکه است، نه شما بالاتر از پیغمبرید. پیغمبر از مکه کوچ کرد. بعد از اینکه بیاید بگوید که مقاومت بکنید، آن وقت می‌آید می‌گوید: نه، شما گوش کنید. به عوض اینکه بگوید آیه قرآن می‌گوید أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ آنها را که شما از شهرتان... آها. باز هم یک جمله بگویم. اینها همه شنیدنی است. وقتی که ترامپ آمد، مفصل پول گرفت از این کشورهای عربی. گفت: باید پول بدهید. مفصل پول از آنها گرفت. یکی از آنها هواپیمای مخصوص عجیب است. بله، دل‌سوزانه. امت اعتراض کردند، گفتند غزه دارد این‌جوری می‌میرد، شما دارید سیل‌آسا پول پرداخت می‌کنید. و هرچه پرداخت می‌کنید، دنبالش می‌گوید غلط است. اینها مزید بلده، مزید ترامپ. یکی از آنها گفت: چقدر قرار است سرمایه‌گذاری کنید در آمریکا؟ گفت: یک هزار میلیارد دلار. گفت: آقا گفته بودی ۶۰۰ میلیارد دلار؟ گفت: تصمیم گرفتم. اعتراض کردند، کار شماست؟ آن آخونده وارد شد، گفت: خدا دستور داده. کجا دستور داده؟ در موارد مصرف زکات گفته الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ. عجیب است. برای تألیف قلوب کفار هر چه می‌توانید به اینها پول بدهید، هر چه زکات بدهید. چقدر ذلت، چقدر ذلت! احسنتم. بابا خلافت کاری می‌کند. همین به اصطلاح خلفا، همین ذلت‌ها باعث شد که بالاخره ترامپ هم پا بگیرد و مفصل به اینها اهانت بکند. دیدگاه اینها... هر کار... یک جمله بگویم عزیزان من، این را بشنوند خوب است. یکی از پادشاهان (اسمش را نمی‌آورم) گفت: من اینقدر به آمریکا خدمت کردم (از کشور خلیج می‌گوید) ولی او هم به من و به پدرم اهانت کرد. خب وقتی به یک پادشاه مملکت اهانت کنی، آن غرور ملی که بحث اصلی ماست، ملت احساس غرور می‌کند؟ نه. حالا از اینجا من این نکته را خدمت عزیزان خودم عرض بکنم که در این‌جوری که اوضاع بالاخره پیش می‌رفت، امت در این مدت ۸۰ سال خواست یک تکانی بخورد، آمریکا که کنار خراب کرد. جمال عبدالناصر قیام کرد. جنگ شش روزه، آمریکا فوراً کنار اسرائیل ایستاد، شکست خورد. جمال عبدالناصر در تلویزیون گفت: من تقصیر را به عهده می‌گیرم. آنقدر ملت مصر به ایشون علاقه داشت، خیلی‌ها زدند شیشه تلویزیون را شکستند. اما دیگر این‌جوری شد. در نهایت مسلمان‌ها بر مسلمان‌ها یک یأس کامل، اردوگاه مسلمان‌ها مسلط شد. صهیونیست‌ها، مفتی‌ها، همه چیز آماده کرده بودند. یک جمله بگویم: همه تکانی بخورند، می‌دانید اسم واقعی ابوبکر بغدادی چه بود؟ شیمون الیوت. یعنی مأمور موساد بودند. اینها این کارها را می‌کردند که امت کلاً مبتلا به یأس شود، انگیزه خودشان را از دست بدهند. همه جا ظلمت، همه جا تاریکی، همه جا یأس. همه گفتند که جز تسلیم چاره‌ای نیست. یا اهل یثرب با مقاومت شده بودند؟ ناگهانی طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَیْنَا... الوداع. یک‌دفعه دیدند که آفتاب شروع کرد. از کجا؟ پیغمبر ما فرمود: از مشرق. هر کجا در روایت می‌گوید: مشرق یا می‌گوید خراسان، یعنی ایران دیار ماست. علم علم بلند شد. زلزله شروع شد. اصلاً در اول انقلاب (خیلی‌ها شاید یادتان نباشد) اول انقلاب که انقلاب اتفاق افتاد، یک وزیر اسرائیلی گفت: «زلزله شروع شد، این زلزله به ما خواهد رسید». شیعیان امیرالمومنین معادلات را به هم ریختند، محاسبات را به هم زدند. چون شیعه غیور است، عاشورا دارد. بله. عاشورا که می‌آییم، ردیف فقط برای امیرالمومنین نیست. سیستم سیاسی را درست کرد که تا روز قیامت علی و مثل علی... الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا بله، بله. هنوز هم امتداد دارد. در هیچ حکمی... نگاهی اما به امیرالمؤمنین، به ولایت که رسید. حالا شما در این خصوص حالا جایگاه ایران ما را ببینید در دنیا. من چند... اخیراً اهالی ترکیه با اجازه دولت ترکیه وارد ایران شدند. گفتند می‌خواهیم در تجمعات شرکت بکنیم، جبهه جنگ کجاست ما را ببرید آنجا. مصاحبه در تلویزیون دیدید. می‌گوید برای چی؟ من اصلاً گریه‌ام گرفت. گفت: برای چی آمدید شما ایران؟ گفت: آمدیم ایران تا هر تیری که به طرف شما ایرانیان می‌آید، ما سینه‌مان را سپر بکنیم، به ما بخورد، به شما نخورد. کجا دیدید که یک ملتی بیاید خودش را فدا کند برای ملت دیگر؟ این از برکات انقلاب ماست، از برکات جنگ ماست. اصلاً یک معجزه است که این‌جوری قلب‌ها... واقعاً ملت ترکیه غوغا کردند، غوغا کردند. در عراق یک جمع عظیمی از جوان‌ها سازماندهی شدند، گفتند که آمریکا اگر حمله بکند، ما تا دست و پا بکنیم خودمان را جمع کنیم دیر می‌شود، باز سازماندهی بشویم. آمریکا حرکت کرد، با هم حرکت بکند. یک کشور دیگر این همه جمعیت بیاید وارد بشود. آن زمان که تجهیزات جنگی را ترامپ جمع کرده بود در خلیج فارس در اطراف، هنوز جنگ نشده بود. آقا حضرت زنده بود. یک خانمی از کشور آذربایجان یک کلیپ پر کرد، گفت: من آرزو دارم بال داشته باشم، با بالم بپرم خودم را به خمینی، خامنه‌ای (ها نمی‌گوید آقای خامنه‌ای، خامنه‌ای، خامنه‌ای) آقا خودم را برسانم بگویم که آقا از کشور ما نگران نباش، ما همیشه در کنار شما هستیم. از کدوم کشور بود؟ کشاورزان سخت‌کوش، فوق‌العاده است. می‌گوید که خودم را برسانم آنجا بگویم آقا از کشور ما نگران نباش، ما همیشه در کنار شما هستیم، از مرجعیت جدا نمی‌شویم. آقای شریعتی، آنقدر آنجا نذر کردند که ایران حتی در گذشته شبهه حمله که درست می‌شد و حمله شده بود، با من تماس می‌گرفتند که به ایران صدمه نخورد، ایران شکسته نشود، در این جنگ شکست نخورد. یعنی دل‌ها آنقدر تسخیر شده است، یک جایگاه عظیم. حالا شما اروپا بروید، آمریکا، مشهورترین خواننده‌هایشان یک ترانه‌هایی درست کردند با آن موسیقی خاص خودشان، متن تماماً توصیف از ایران، به ایرانی‌ها. این غرور ملی، غرور مقدس. داشته باشیم ببینید برمی‌گردد به درایت رهبری. یعنی اینی که گفتم رفتار رهبر. یک اسقف مسیحی در یکی از کلیساهای استرالیا سخنرانی به زبان انگلیسی است. من ترجمه‌اش را می‌خوانم. می‌گوید: «وقتی (برقرار شد) من به ایران خواهم رفت. من عاشق ایرانم. من مشتاق ملت ایرانم. من عاشق فرهنگ مهمان‌نوازی ایرانی هستم. من مشتاق جو و هوای ایرانم. من مشتاق فرهنگ ایرانم. من مشتاق طعام و جمال ایران هستم.» اینش عجیب است. من عاشق میدان انقلاب و مکان در ارومیه، اصفهان نصف جهان هستم. عاشق ادبیات ایرانی هستم. آن وقت اینجا فارسی صحبت می‌کند، شکسته می‌گوید: «زبان فارسی می‌گوید: بابا، خواهش می‌کنم، قربان شما، حال شما چطوری؟ بابا.» یعنی اینقدر تسخیر شده در اثر این سلوک حماسی. اگر این سلوک حماسی نبود، اگر ذلت بود، اگر آنها دیکته می‌کردند، ما می‌ترسیدیم. حضرت آقا جمله‌ای ماندگار دارد: «اگر ترسیدید، باختید.» بله، همیشه همین‌جوری است. و فرمودند حضرت آقا که آخرین توصیه من به شما این است که یک آیه قرآن است: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا. در حال حاضر به جرات می‌شود گفت که هیچ ملتی مثل ملت ما جایگاه عظیم بین‌المللی ندارد. و این عنایت خدا بوده است بر ملت ما. و یکی از برکات این جنگ و همه را ما مدیون رهبر خون، رهبر شهیدمان هستیم. حضرت آقا ۳۷ سال به ملت ما، کشور ما، جایگاه ما، تاریخ ما، فرهنگ ما خدمت کرد. اما خدمتش در آن لحظه آخر می‌خواهم بگویم که از این ۳۷ سال بالاتر شد. یعنی شهادتش، شهادتش همه چیز عوض کرد. من نمی‌گویم، آمریکایی می‌گوید. می‌گوید: آقای خامنه‌ای (ترجمه می‌کنم به عربی) با خونش یک دام بزرگی برای ما درست کرد. و نثر آیت استشهاد (یک عملیات استشهادی بود). ایشان می‌گوید: این شهادت ایشان باعث شد که عزت کشور اوج بگیرد. مصداق این شد که ظَهَرَ الشَّرَفُ وَ الْکَرَامَةُ مَزِیدٌ که در دعا می‌خوانیم. حالا اگر بخواهم تشکر کنیم چه کار کنیم؟ من با دیگران بروم. من می‌بینم تشکر فقط از... که گریه کن. پیغمبر باید گریه می‌کرد، می‌گفتند چرا گریه می‌کنی؟ اینقدر شکورا؟ یعنی گاهی انسان بخواهد تشکر بکند، می‌بیند غیر از گریه چاره‌ای نیست. عجز تو را به آنجا می‌رساند. عاجز می‌شوید. امت مبعوث شد. مردمی که مبعوث شدند به نظرم ثمره خون آقا بود و خون فرماندهان رشید و شهیدمان. و حالا بی‌نظیر است. بعد از دو ماه و اندی (نزدیک به سه ماه) مردم در خیابان، میدان دار، پرچم دار. و این خودش از نشانه‌های عزت ماست. و پرچمی که بر زمین نمی‌ماند و بالای دست‌هاست. امیدوارم که خداوند همانطور که حضرت آقا فرمودند (رهبر شهیدمان) که خداوند نصرت را برای مردم ایران تضمین کرده، و انشالله باشیم و جشن نصرت و پیروزی نهایی را در کنار هم تجربه بکنیم.

شریعتی: از نگاه پرمهرتان خیلی ممنون و متشکرم، سپاسگزارم. برای مشارکت در قربانی ماه ذی‌الحجه همچنان فرصت هست و شما هم دعوتید. برای سلامت حاجی‌های عزیزمان هم دعا می‌کنیم. انشاالله ما را هم یاد بکنند. و در آستانه عید غدیر هستیم، امیرالمومنین. انشالله قربانی ماه را هم با شکوه هر چه تمام‌تر برگزار بکنیم. دوستان زیرنویس می‌کنند. عدد ۱۴ را هم می‌توانید به 20000303 پیامک بکنید و یا به سایت و کانال ما مراجعه بکنید. دوستان شما را راهنمایی خواهند کرد. قراری هم گذاشتیم در این روزها که یک مقداری بالاخره شرایط متفاوت‌تر شده، اصلاح الگوی مصرف را در دستور کار خودمان قرار بدهیم، وظیفه و باری که مراقبت کنیم، حواسمان باشد. و به زودی انشالله گشایش‌ها حاصل خواهد شد و انشالله روزهای سخت گردنه‌ها را پشت سر خواهیم گذاشت. آیات را بشنویم. بعد از تلاوت آیات انشالله با عشق با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما و انشاالله نکته‌های حاج آقای عاملی را خواهیم شنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شریعتی: از نگاه پرمهرتان خیلی خیلی ممنون و متشکرم. این ایام هم انشالله بر همگان مبارک باشد. امیدوارم به حق این روزها، به حق این شب‌ها، به حق دعای تک تک ایرانیان عزیزمان، به حق دل پاک و با صفای گرانقدرمان، حاج آقاها و حاج خانم‌هایی که هوای سرزمین وحی را نفس می‌کشند، حال دلتان همیشه خوب باشد، دل‌هایتان آرام باشد و انشالله خداوند آرامش و سکینه را بر دل‌ها و قلب‌های همه‌مان نازل بکند. اشاره قرآنی را بشنویم. حاج آقای عاملی، انشاالله خداحافظی بکنیم.

حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. سوره یونس آیه چهار: إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا. قرآن کتاب تفسیر است. در قرآن تفسیر می‌نویسند، ولی خودش کتاب تفسیره، کائنات را تفسیر می‌کند. آنقدر از کائنات تفسیر ارائه شده است. چه این سوالاتی که شما می‌گویید: کجاست؟ ما اینجا چه کار می‌کنیم؟ کجا می‌رویم؟ چه کسی ما را اینجا آورده است؟ برای چی آورده است؟ این تشکیلات با این عظمت فوران جمال از یک ذره، انفجار جمال، انفجار تدبیر، ذره ذره می‌گویند بمب اتمی یک ذره است، اصل انفجار در این ذرات است. قرآن تماماً جواب این سوالات را گفته است. اولش می‌گوید که شما الان اینجا نیستید، آمده‌اید. إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ شما را فرستادند گفتند برید برگردید، اما سالم برگردید. سفر یعنی... اول سفر گفت: رَبُّكُمْ یعنی این ربوبیت من همیشه در نظرتان باشد در سفر تا بتوانید سالم برگردید و نترسید. اولش گفت: فَمَنْ تَبِعَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ و منصورند. دست شما... این که می‌گوید جمله اسمیه است، یعنی شما در هر حال در حرکت هستید. نَفْسُ الْمَرْءِ خَطَاهَا إِلَى عَجَلِهَا قدم که برمی‌داری، خیال می‌کنی به طرف خانه می‌روی، به طرف آن منزل برمی‌گردی. صاحب حرف خوبی دارد می‌گوید: در قطع نخله سرکش باغ حیات ما، چون اره دو سر نفسم در کشاکش است. به به. یک بار دیگر بخوانید: در قطع نخل سرکش باغ حیات ما، چون اره دو سر نفس اندر کشاکش است. به به. یعنی هر لحظه ما داریم حرکت می‌کنیم. نشستیم؟ مولوی می‌گوید: تو خیال می‌توانی نشستی؟ نیک بنگر، ما نشسته می‌رویم. می‌نبینی؟ قاصد جای نوعیم. اصلاً ماهیت این عالم ماهیت دیگر است. گفت: مسافر کیست؟ در راه کسی کو شد ز اصل خویش آگاه، مسافر آن بود کم بگذرد زود، ز خود صافی شود چون آتش از دود. در دیوان شمس می‌گوید که تو تا بنشسته‌ای، تو تا بنشسته‌ای بر دار فانی نشسته می‌روی و نمی‌بینی. نشسته می‌روی، این نیز نیکوست اگر رویت در این گفتند سوی اوست. یعنی نشستن باز ما داریم حرکت می‌کنیم. اینکه شما سعدی می‌گوید: ای ساربان آهسته رو، آرام جانم می‌رود (که به حرف گوش بده، آهسته آهسته) هیچکس گوش نمی‌دهد. یعنی با اختیار خودمان نیامدیم اینجا که با خدا بگوییم که ما برویم. اگر کسی داشته باشد عَلَيْهِ مَرْجُوعُكُمْ جمعیت ندای ارحیل، اربعین تجلّی از او رَحِمَكُمُ اللَّهُ فقط صدای جرات... مرا در منزل جانان چه امن عشق؟ چون هر دم جناب حافظ می‌گوید: از فریاد که بربندید محمل. آن چرا باید برگردد از اینجا؟ چون اینجا در شأن انسان نیست. با اینجا خدا نمی‌تواند انسان را درست پذیرایی بکند. لَا تَصْلُحُ لَهَا وَلَا تَصْلُحُ لَكَ نه، شما شایسته دنیا نیستی. خودت را بشناسی، خدا را بشناسی، باید بروی یک جای دیگر ازت پذیرایی بشود. آن وقت دنبال اول و آخر خلقت مشخص است. ابتدای خلقت این بوده، در این عالم بوده، آدم در آن عالم است. پیغمبر فرمود: شب که می‌خواهی بخوابی با ذکر می‌خوابم، چون نمی‌دانستم کجا مبعوث می‌شوی. آن شاعری که آمده به نام کلیم (شاعر مشهور) یک جمله گفته از این آیه، کلاً آنها را رد می‌کند. آن می‌گوید: ما آغاز و انجام جهان بی‌خبریم، اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است. اصلاً این‌طور نیست. اولش هم دارد توضیح می‌دهد. می‌گوید کجا افتاده است؟ بعد خدا بیان می‌کند که خلقت برای ضیافت است، برای این است که خدای متعال از سر جود، بشر را خلق کرده است. این عالم را درست کردند برای پذیرایی. برای اینکه کنار لذت‌های فاخر، لذت‌هایی که در شأن خود منه، پذیرایی که در شأن خود منه، آنجا بنشینید. حالا کسی نه، نه خدایی، نه هیچی، دنیا با یک روح دیوانه اداره می‌شود. آن باعث می‌شود که رفتارهای ناشایست داشته باشد. آن رفتار ناشایست عذاب دارد. نه اینکه خدا می‌گوید پدرت را درمی‌آورم اگر برای من عبادت نکنی. این نیست. ببینید نه، خدا شایسته‌ترین موضوع عبادت است. اگر جذب نشدی، مجذوب نشدی، عاشقش نشدی، بی‌قرارش نشدی، تو مشکل داری، آن طرف هیچ مشکلی ندارد. باید برسی مَحَبَّةُ اللَّهِ. اگر نتوانستی درک بکنی، عقلت را تعطیل کردی. تعطیلی معلوم است که دنبال رِجْسٌ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ.

بسیار عالی. گفت: آری، همین امروز و فردا باز می‌گردیم. ما اهل آنجاییم، از اینجا باز می‌گردیم. چون ابرها صحرا به صحرا برد ما را باد، چون رودها صحرا به صحرا باز می‌گردیم. بعد می‌گوید: این زندگی مکثی ما بین دو تا سجده. به به. این زندگی مکثی، به به، ما بین دو تا سجده. استغفرالله بگو ما باز می‌گردیم. الله اکبر، الله اکبر. بین جماعت هم نماز، ما فرادا بود. عمریست تنهاییم و تنها باز می‌گردیم. ما عاقبت إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ بر لب از کوچه بن‌بست دنیا. بسیار عالی. بله، شاعرش را می‌دانید؟ آقای سیار (محمد مهدی سیار) است. بسیار بله، کتاب «رودخانه» خیلی شعر خوبی است.

شریعتی: آقا خیلی ممنون و متشکرم. دعا بفرمایید انشالله خداحافظ.

حجت الاسلام عاملی: انسان که خودش زحمت می‌کشد، می‌بیند در شأن خدا کاری نکرد. بیاید چه کار کنم؟ ای خدا، چه کار کنم؟ بالاخره نشده. یعنی عظمت خدا بی‌قرارش کرده، نمی‌تواند کاری انجام بدهد. یک دعایی که در اینجا به دردش می‌خورد به خدا بگوید که خدایا من نتوانستم کاری بکنم، تو برای من این کار را بکن. یک دعای مناسب این روحیه (که نوعاً ضروری است) آره، این دعاست: اللَّهُمَّ قَدْ قَطَعْتُ طَلَبِی... طلب من به جایی نرسید، هر چه تلاش کردم نتوانستم در شأن تو ظاهر بشوم. اللَّهُمَّ انْقَطَعَتْ حِیَلِی یعنی چاره هرچه چاره جستم پیدا نکردم. هر راهی... آمال من منقرض شد. من می‌خواستم از این عالم خاکی خارج بشوم، در بساط حاضر بشوم، چه کار کنم؟ لا مَلْجَأٌ إِلَّا إِلَیْکَ لاَ شَرِیکَ لَکَ فقط مانده به عنایت تو. خیلی ممنون، متشکرم. این دعاها را دوستان انشالله در کانال قرار خواهند داد. فضای مجازی ما را دنبال بکنید. دوستان زیرنویس خواهند کرد. در پناه خدا باشید. خوش گذشت کنار حاج آقای عاملی. در محضر شما. در پناه خداوند باشید. بهترین‌ها را برای همه شما مثل همیشه آرزو می‌کنم و دعا می‌کنم: خدایا به هر که میوه سنگین عشق می‌دهید، شاخه وجودش را می‌شکنید، تو خود مرهم شاخه‌های شکسته باش. خداحافظ. خیلی ممنون، متشکرم.